انتظار، رجاء، تمنی، طمع

  • جمعه - 12 اردیبهشت 1399
  •         یک فردی  عادت کرده بود با محاسن خودش بازی کند،  به او گفتند بابا زشت است! دست در ریش خود میکنی... بعد او شروع به کندن کرد، که دستش در ريشش نباشد؛ به او گفتند باز دستت به ريشت است! قبلا بازی میکردی، اینم مشغولیت است... میگه نیستم! ...

    گالــــری