قوۀ واهمه و متخیله رهزنی میکنند. از این شاخه به آن شاخه میپرند. و اگر کسی به این پرشها توجه کند، میبیند گاهی تا چهلپرش انجام می‌شود. دلیل این همان است که گفته شد؛ یعنی: قوۀ خیال و وهم، تربیت نشده اند و ریاضت ندیده اند.
اما شرع مقدس برای این مسئله، ریاضتی را معین کرده است. در آغاز راه کنترل کردن قوۀ باصره، مدنظر است. مثلاً میفرماید: مستحب است نمازگزار در زمان قرائت حمد و سوره فقط به موضع سجده نگاه كند. در رکوع، بینالقدمین را نگاه کند. در سجده، به نوک بینی؛ در تشهد، به ران ها و در قنوت، به کف دست نگاه کند.
در صورت رعایت این نکات ـ که خود نوعی ریاضت است ـ برای نماز گزار توجه و یژه ای حاصل میشود. نمازگزاری که با این کیفیت نماز می‌خواند، قطعاً در دست یابی به حضور قلب و توجه به خدا موفق تر خواهد بود.
لذا برای دستیابی به این توجه و حضور باید اسباب پرتشدن حواس را از محل نماز دور کرد. از این رو در روایات تأکید شده است که نماز را در جاهایی که اسباب حواس پرتی فراوان است بجا نیاورید؛ مثلا گفته شده رو به پنجرۀ باز نماز نخوانید.
وقتی که وهم و خیال، هنوز تربیت نشده اند و منتظر بهانهای هستند تا پرشی را صورت دهند، دور نساختن خود از عوامل حواس پرتی مزید بر علّت است.
بلی! وقتی که نفس و قوّۀ وهم و خیال، تربیت و قوی شدند، وضع فرق می‌کند و حکم قضیّه نیز عوض می‌شود.
در برخی روایات نقل شده: امام موسی کاظم ؟ع؟ در سنین کودکی، مقابل پنجره، مشغول خواندن نماز بودند و ابوحنیفه که همان وقت مهمان امام صادق؟ع؟ بود، به امام صادق ؟ع؟ عرض می‌کند: حضرت آقا! به آقا زاده بفرمایید: رو به پنجره نماز خواندن مکروه است! امام ؟ع؟ به ابوحنیفه می‌فرمایند: خود شما این مطلب را به ایشان بگویید! لذا ابوحنیفه بعد از آن که حضرت از نماز فارغ شد، خطاب به ایشان عرض کرد: آقا زاده! نمازخواندن رو به پنجره، مکروه است. ایشان در همان سن کودکی، در جواب ابوحنیفه فرمودند: «آن کسی که من در برابر او به نماز ایستاده بودم از پنجره به من نزدیکتر بود» .
منظور امام این بود که مکروه بودن نماز رو به پنجره، برای تو و امثال توست که با اندک سببی حواستان پرت می‌شود و حضور قلبتان را از دست می‌دهید؛ نه برای من و امثال من که در ملکوت و توجه به خدا غرق هستیم و به این امور که حواس شما را پرت می‌کند اصلا توجهی نداریم.
بنابر این، باز بودن پنجره، برای افراد معمولی باعثِ حواسپرتی است. اما اگر شخصی ریاضت دیده است و قدرت دارد که خودش را حفظ کند و توجهش به چیزی جلب نشود، از این قانون مستثناست.
در مجموع شيخ الرئیس یکی از راههای تربیت قوۀ خیال و واهمه را عبادت همراه با فکر و با حضور قلب میداند.
دومين امري كه شيخ آن را براي رسيدن به هدف دوم رياضت مطرح كرده الحان و نواهايي است كه قواي نفس را به خود جذب مي كنند و آن ها را در راستاي محتوا و مفاد پاك و ملكوتي خود به خدمت مي گيرند؛چنانكه شيخ در اين باره مي گويد: «ثُمّ الألحان المُستَخدِمة لِقُوَی النّفسِ المُوقِعَه لِما لُحِنَ بِه مِنَ الکلامِ مَوقِع القَبول مِن الاوهامِ. . . . ».