خواجه در ادامۀکلامش نفس را به سه ‌قسم تقسیم می‌کند:

نفس امّاره: كه شهوت و غضب و رذايل اخلاق در او راسخ شده است و اين خود به سه قسم تقسيم مي گردد:

الف- نفس سَبُعی که براساس غضب عمل می‌کند.

ب- نفس بَهیمی که حرکاتش براساس شهوت است.

ج- نفس شیطانی که رذايل اخلاقی در آن به صورت ملکه در آمده است.

نفس لوّامه: كه شهوت و غضب و رذايل اخلاق در او راسخ نشده، لذاگاهي به خير ميل مي كند و گاهي به شرّ و اگر به خير ميل كند، از ميل به شر پشيمان شده و خود را ملامت مي كند.

نفس مطمئنه: كه منقاد عقل است و طبيعت خير در او ملكه شده است.

عبارت خواجه: «و نفسی را که متابعت قوت شهوی کند، بَهیمی گویند و آن را که متابعت قوۀ غضبی کند، سَبُعی خوانند و آن را که رذائل اخلاق ملکه بود، شیطانی و در تنزیل، این جمله امارّه آمده است يعني: أمّارۀ بالسوء، اگر اين رذائل در وي ثابت باشد. . . ».

شرح عبارت: نفس در مقام اِعمال شهوت، بهیمه‌، و در مقام اِعمال غضب، سَبُع، و در مقام عمل به رذايل اخلاقی شیطان است. اگر این امور – يعني: شهوت، غضب و رذايل اخلاق- در وی ثابت باشد، «امارةٌ بالسوء» است؛ ولي اگر ثابت نباشد؛ یعنی: گاهی به دنبال بدی و گاهی نیز به دنبال خیر برود، گاهی از روی غفلت، امر به بدی کند و گاهي متوجّه شده و از امر به شرّ و بدي پشيمان گردد و خود را سرزنش كند؛ چنین نفسی ” لوّامه”  است که در برابر ” نفس اماره”  قرار دارد.

در واقع ” نفس اماره”  همواره و مدام به بدی امر می‌کند؛ اما ” نفس لوّامه”  نیز اگر دچار غفلت شود، مانند ” نفس امّاره”  به بدی امر می‌کند. ولي وقتی که متوجه می‌شود و از غفلت فاصله می‌گیرد، پشیمان می‌گردد و خودش را سرزنش می‌کند كه چرا این خطا از من سر زد؟ و چرا من این گناه را مرتکب شدم.

این تفاوت که در رفتار دیده می‌شود به‌دلیل تفاوت حالات است. یکی غفلت و دیگری توجه است. اگر غافل بشود، امر به بدی می‌کند. زمانی‌ هم که متوجه شد خود را سرزنش می‌کند.

در این جا نفس سومی نیز هست که به صورت ملكه، همیشه تابع عقل است و همواره به نیکی امر می‌کند و آن ” نفس مطمئنه”  است.

بد نیست بدانیم، جناب خواجه عبداللّه انصاری در کتاب ” منازل السائرين”  مراحل و منازل سیر و سلوک را مناسب با این سه‌مرتبۀ نفس، مرتب کرده است. مرتبۀ نفس اماره، ‌مرتبۀ نفس لوامه و مرتبۀ نفس مطمئنه.

مراحل آغازین سِیرو سلوک، مناسب با ” نفس اماره”  است که اگر به خیر و خوشی  این مراحل پیموده شود، نفس انسان از اماره بودن جدا گشته و به ”  نفس لوّامه”  تبدیل می‌شود.

اگر مراحل وسطی نیز به خوبی و خوشی تمام شود، به ” نفس مطمئنه”  مبدل می‌شود. و سرانجام نیز این ” نفس مطمئنه”  است که به مقصد یعنی همان ” لقاءاللّه”  خواهد رسید.

خواجه‌نصیرالدین؟ره؟  نیز از این سه‌مرحله سخن گفته است. اگر شهوت و غضب و رذائل اخلاقی، در وی ثابت باشد، همواره امّارۀ بالسوء است. و اگر در وی ثابت نباشد، (مثلاً زمانی میل به خیر کند و زمانی دیگر میل به شر)، آن زمانی که میل به خیر کند، از میل به شر پشیمان می‌شود و خود را ملامت می‌کند، این نفس را ‌خداوند تبارک و تعالی در قرآن ” لوّامه”  خوانده است.

چنان كه آن نفسی  را که همواره امر به خیر می‌کند و منقاد عقل است ” نفس مطمئنه”  ناميده است. در مجموع این ما هستیم که باید نفس خود را از مرتبۀ نفس امّاره به مرتبۀ نفس لوّامه و سپس به مرتبۀ نفس مطمئنه عروج دهیم.

هدف از ریاضت نفس از دیدگاه خواجه‌نصیرالدین

عبارت خواجه: «و غرض از ریاضت سه‌چیز است: یکی رفع موانع از وصول به حق، از  شواغل ظاهره و باطنه. دوم مطیع‌گردانیدن نفس حیوانی مر عقل عملی را که باعث باشد بر طلب کمال و سوم. . . ».

خواجه در اين جا به بیان اهدافی پرداخته است که ما در ریاضت، باید به دنبال آن ها باشيم.

به نظر می‌رسد ایشان در این عبارات، از شیخ الرئيس ابوعلی سینا در نمطِ ” مقامات‌العارفین”  اشارات تأثیر پذیرفته است. چون شیخ در نمط ياد شده در قسمتی که بحث ” ریاضت”  و اهداف آن مطرح شده است، عباراتی دارد كه عبارات خواجه شبيه آنهاست.