عبارت خواجه: « و صِدّیق کسی است که در این همه او را  راستی،‌ پیشه و ملکه بُود و البته خلاف آنچه باشد در هر باب از او نتوان یافت، نه به عین، نه به اثر».

شرح عبارت: صِدیق کسی است که همواره و در همۀ شئون (گفتار، رفتار، اعتقاد و وعده) راستی پیشه کند. از آن‌جایی که “صِدّیق”، بر وزن فِعّیل و صیغۀ مبالغه است، باید نسبت به صادق یک چیز زائدی داشته باشد. پیش از این تأکید شد صادق کسی است که درست حرف بزند، ‌درست وعده بدهد، درست به عهدش وفا کند، صبور باشد، اهل انفاق باشد و… ؛ اما “صدّیق” باید زائد بر این بوده باشد، منظور از زائد، این است که ملکه و پیشه‌اش صداقت و درستی باشد به طوری‌که این فضیلت اساسی در او به‌صورت ملکه درآمده و ملکه‌اش شده باشد. و به‌ راحتی صادق باشد و در هر امر و  هر کاری آن گونه که باید باشد، باشد، نه این‌که به خود فشار بیاورد تا صادق باشد؛  این معنای صدّیق بودن است که در حقیقت همان عصمت است.

 

عبارت خواجه: «و علما گفته‌اند که هرکس چنین باشد، خواب‌های او نیز همه راست بُود و راست آید».

شرح عبارت: یعنی راستی و صداقت در بیداری، ریشۀ راستی و صداقت در خواب و رویاست. بنا بر این  اگر ما می‌خواهیم خواب‌هایمان صحیح و صادقانه باشد،راهش این است که راست بگوییم، راست ببینیم و راست عمل کنیم تا این امر برایمان به‌صورت ملکه دربیاید و در نتیجه خوابمان هم مانند خوابِ حضرت ابراهیم  pو ‌خواب حضرت محمد  Qراست و درست باشد.

گاهی همۀ وجود انسان را دروغ فراگرفته، دیدنِ رؤیای صادقه از چنین کسی بعید است، صادرات ما مناسب با واردات ماست. چه خورده‌ایم که می‌خواهیم از ما خوابِ خوب صادر بشود؟ چه به خوردِ این نفس داده‌ایم که می‌خواهیم از او نتیجۀ خوب برداشت کنیم؟ نمی‌شود که هرطور خواستیم بگوییم و عمل کنیم و انتظار نتایج شایسته نیز داشته باشیم، این مطلب بر خلاف ناموس طبیعت و جهان هستی است. اگر می‌خواهیم خواب صحیح ببینیم، باید بیداری‌مان را نیز سامان ببخشیم. انسان در خواب، واقعیت خودش را مشاهده می‌کند. در عالم بیداری ممکن است کلاه سر خودش بگذارد؛ اما در عالم خواب چنین امری ممکن نیست.

خلاصه این که: انسان معصوم خوابش هم معصومانه و صادقانه است و انسان غیرمعصوم خوابش هم غیرمعصومانه و محتمل الکذب است.