گاهی اوقات انسان به بعضی از بندگان خدا که میزسه و احساس میکنه که اینهاذفانی بالله اند و وصل لند و مورد عنایت خدایند؛ خودی در کار نیست؛ اینها فواصل را بین خود و خدا برداشته اند؛ خدا نگاه ویژه ای به اینها دارد؛ عنایت ویژه ای به اینها دارد…. نگاه کردن به اینها ، انسان را به شوق می آورد؛ نگاه کردن به اینها چنان لذیذ و چنان دلنشین و دلربا و جذاب است که نخوری… ندانی!.. و تا نچشی نمیفهمی….. چقدر دلنشین و دلفریبه….

یک روزی از محضر درس استاد حسن زاده آملی حفظه الله علیه خارج شدم؛ ایشون در جلو داشت میرفت؛ با یک نزاکت و ادب و طمانینه خاصی… ما هم که از پشت سر ایشون حرکت میکردیم و میرفتیم، یکی از دوستام و رفقا اشاره کرد به ایشون و خطاب به من و این جمله را (و واقعا درست است، چنان از بی خود شده بود و بی اراده این حرف از او صادر شد؛) فرمود گویا یک تکه از خدا کنده شده، افتاده روی زمین در دست ما قرار گرفته…. همینطور داره میره و میره… ما هم دنبال ایشان…. انگار که به دنبال خدا میرویم  :دنبال یک جلوه ای از جلوات خدا میرویم….

حالا آقای حسن زاده حفظه الله در مقایسه با برتر از خودش و برتر از خودش!… چه برسد به حجت اللله انسان کامل معصوم عای بن ابی طالب، امام حسن، امام حسین… صلوات الله علیه اجمعین

ما که دیدن شخصی مثل آقای حسن زاده اینطور ما را به شوق میاورد و به لذت میرساند، اونوقت که به محضر حجت الله الاعظم حجت بالحسن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تشرف پیدا کنیم و از نزدیک آن بزرگوار را مشاهده کنیم و ببینیم، اون چطور خواهد بود؟!…بعید میدونم که بمونیم…

ترسم که بسوزم گه وصل زتجلی

آنگه نبود فرصت و ناگاه بمیرم…

راه محمد و آل محمد اینه…

کسی که دست در وست محمد و آل محمد داره اینه…

کسی که اهل ولایته اینه…

مقصد اینجاست؛ هر راه غیر این بیراهه روی است….

 

 

 

بیانات حضرت استاد رمضانی در کلاس شرح کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی