همانگونه که علم کلام به استدلال های عقلی و برهانی به عنوان ابزار تبیین نگاه میکند نه ماخذ و منبع, عرفان نظری نیز نگاهش به استدلل و  برهان همینگونه است. چون  همانگونه گه پیشتر تاکید کردیم,در عرفان نظری , ماخذ و منبع , تزکبه و تصفیه و کشف و شهود اسن نه برهان و استدلال , چنانکه در کلام,ماخذ و منبع , دین و نصوص دینی است,نه استدلال و برهان.

 

پس همانگونه که علم کلام در مقام دفاع از دین, از عقل و استدلال کمک میگیردو معارف و مسائل دینی را به روز کرده و در مجامع علم مطرح میکند تا انسانهای عاقل و متعارف آنها را بپذیرند , عرفان نظری نیز از زبان عقل و استدلال و تبیین علمی کمک میگیرد تا حاصل شود اهل معرفت را برای دیگران بیان و اثبات  کند.

قیصری در مقدمه شرحش بر فصوص الحکم تصریح میکند متکای مباحث ما, کشف و ولایت و قرب الی الله است , لکن برای اینکه دیگران گمان نکنند که این حرف ها بی پایه و غیر قابل دفاع است,ما این مطالب را به صورت برهان, دلیل عقلی و به لسان اهل نظر بیان میکنیم. پس عقل و استدلال در عرفان نظری و علم کلام ع حکم ابزار تبیین است.

 

 

منبع: کتاب عرفان علامه در بیان حسن رمضانی/ص۶۲-۶۳