عده ای از علما و فقها که کم هم نیستند آن طور که باید در جریان عرفان اسلامی قرار نگرفته اند، لذا هم برای خود و هم برای دیگران و نیز مقلدان خود مایه ی زحمت شده اند، چون گمان می کنند عرفان، چیزی من در آوردی، بدون توجه به تعالیم شرع و بیگانه با شرع است و می گویند: این ها را اگر درست و لازم بود ائمه در روایات می فرمودند، و حال که نفرموده اند پس مورد تایید شرع نیستند.

 

 

در پاسخ این عزیزان و بزرگواران باید گفت: اگر مراد شما از  «این ها» آموزه ها و پیام های عرفانی است، باید بدانید که قر آن کریم، ادعیه و روایات، از این گونه پیام و آموزه ها پر است و اگر مراد شما علم عرفان است، باید به شما گفت: نه خیر چنین چیزی در قرآن و روایات وچود ندارد، بلکه این علم، حاصل کاری است که عارفان انجام داده اند، چون آنان آموزه ها و پیام های عرفانی موجود در نصوص دینی را، یکجا جمع و مرتب کرده و آنها را به صورت علمی مدون، به عالم علم و معرفت عرضه نموده اند و این کار هیچ ایرادی ندارد.

یعنی بهره گیری از یک سری اصول، قواعد و آموزه ها و پیام ها و تنظیم آنها به صورت یک علم و مجموعه مدون، کاری اشتباه یا نادرست نیست.

مثلا جناب خواجه عبدالله انصاری که در کتاب بی نظیر  «منازل السائرین» منازل سیروسلوک عرفانی را مرتب کرده، در ابتدای هرباب، مقید است آیه ای از آیات قرآن کریم را بیاورد و سپس بر اساس آن آیه، مطالب را عرضه کند. معنای این کار چیست؟ معنایش این است که ما با توجه به آیات این حرف ها را می زنیم و حرف های ما در آیات قرآن ریشه دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع :کتاب عرفان علامه در بیان استاد حسن رمضانی /ص۵۸