مکاشفات مانند رویاها بر دوگونه ی صحیح و ناصحیح یا صادق و کاذب است، لذا این سوال مطرح می شود که

 

از کجا باید فهمید یک کشف و یک مشاهده ی عرفانی صحیح و حق، یا ناصحیح و باطل است؟

و نیزچگونه باید دانست ادعای یک عارف و صوفی، صحیح یا غلط است؟

 

این بحث را عرفای شامخ در کتاب‌های خود، مطرح کرده و فرموده اند: اولین میزان، که میزان خاص نام دارد استاد سلوک است.

اگر سالک، استاد راه رفته و کاملی داشته باشد و اصل هم این است که استاد داشته باشد مکاشفات خود را به استادش عرضه می کند و صحت و سقم آنها را می یابد. چرا که استاد راه رفته، منازل سلوکی را پیموده و با پیچ و خم های آن راه آشناست و حالات و روحیات شاگرد خود را نیز می داند، لذا می تواند از سالک دستگیری کرده و مکاشفات و حالات او را ارزیابی نماید.

به همین جهت مرحوم سید علی آقای قاضی استاد عرفان علامه طباطبایی رحمة الله علیه میفرموند: «کسی که طالب سیروسلوک شد، اگر برای پیدا کردن استاد، نصف عمر خود را صرف کند ارزش دارد،.» و یا میفرمودند:  «آن کس که به استاد رسیده، نصف راه را طی کرده است.» همچنین میفرمودند : «اهم آنچه در این راه لازم است، استاد خبیر و بصیر و از هوا بیرون آمده و به معرفت الهیه رسیده و انسان کامل است که علاوه بر سیر الی الله، سه سفر دیگر را طی نموده و گردش و تماشای او در عالم خلق بالحق بوده باشد.»

دومین میزان، که میزان عام، نام گرفته است، قرآن و روایات است که از کشف تام محمدی صل الله علیه و آله و سلم خبر می دهند که بالاترین و بهترین و دقیقترین کشف هاست.

سومین میزان، علوم فکری و نظری است، البته این میزان عمدتا بعد از محی الدین ابن عربی و شارحان آثار او و بنیان گذاری عرفان نظری مطرح شده است.

 

 

 

 

 

 

منبع: کتاب عرفان علامه در بیان استاد حسن رمضانی /۶۰،۶۲