آیا بدون عرفان نظری می‌توان به عرفان عملی پرداخت؟

 

برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید بدانیم هرکسی برای هر علمی که بخواهد آن را صحیح انجام دهد نیازمند به علم و معرفت است.

حضرت

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند  «العلم امام العمل» یعنی علم پیشوای عمل و جلودار عمل است. از این رو شما هر حرکتی را که بخواهید انجام دهید باید آگاهانه و عالمانه باشد. اصولا تا علم و آگاهی نباشد، عمل، عمل نیست. حال اگر از این دیدگاه به قضیه نگاه کنیم، باید بگوییم: تقدم با علم است یعنی اول باید دانست و سپس عمل کرد. اگر عملی بدون آگاهی انجام شود عمل جاهلانه و نادرست خواهد بود.

اما در خصوص عرفان نظری در مقایسه با عرفان عملی باید دانست که عرفان عملی، اصل است و آن چیزی که انسان را از حضیض حیوانیت به اوج انسانیت می‌برد و از فرش به عرش می‌کشاند عرفان عملی است نه عرفان نظری و در سیرو سلوک، لزوما نیازمند عرفان نظری نیستیم و چنین نیست که بدون عرفان نظری، عرفان عملی ممکن نباشد، چنانکه قبل از به ظهور رسیدن عرفان نظری، عرفان عملی وجود داشته است. ولی این را نیز باید دانست که عرفان عملی بدون دستگیری و ارشاد یک استاد و مرشد راه رفته، صورت نمی‌گیرد یعنی باید این سیرو این سلوک تحت اشراف انسان راه رفته و راه آشنایی باشد که خود در این مسیر قدم گذاشته و از چم و خم راه و منزل ها و مقامات سیروسلوک آگاه است. در اینجا راهنمایی و ارشاد استاد، نقش علم و آگاهی قبل از عمل را ایفا می‌کند.

ولی صرف نظر از این نکته که در هر صورت جای خود را داشته و قابل انکار نیست، نباید نقش عرفان نظری را در جهان بینی عرفانی و روشن کردن مسیر، کیفیت سیر و اهداف سیر و سلوک نادیده گرفت، لذا برای اهل علم و دانش و اهل نظر و فلسفه، خوب است ابتدا جهت آگاهی از جهان بینی عرفانی و اطلاع از راه و رسم منزل ها از علم سلوک و نیز عرفان نظری کمک بگیرند و عرفان نظری را پس از مباحث فلسفی دنبال کنند و بعد از آن‌که اجمالا از عرفان نظری اطلاع پیدا کردند درصدد برآیند تحت اشراف و نظر استاد جامع بین عرفان نظری و عرفان عملی و مشورت هایی که با دیگران انجام می‌دهند بعد از عرفان نظری ویا در کنار عرفان نظری، سیروسلوک عملی را نیز شروع کنند.

ما که در خدمت حضرت استاد علامه آیت الله حسن زاده آملی (دام ظله) بودیم و دوره های فلسفه را پشت سر گزاردیم و به فرا گرفتن عرفان نظری مشغول شدیم، همان اوائل فراگیری عرفان نظری که در خدمت ایشان بودیم و شرح فصوص قیصری را از ایشان استفاده میکردیم به ما فرمودند: آقاجان! شما باید همگام با این درس، طهارت خودتان را حفظ کنید، دائم الوضوء باشید، بی وضو در درس شرکت نکنید، قرآن را هر روز بخوانید، مسبحّات ستّ را برای شبها، قبل از خواب سفارش فرمودند و تاکید کردند : آقاجان دیر می‌شود، اگر بخواهید صبر کنید تا این درس ها تمام شود و بعد کار تهذیب را شروع کنید دیر می‌شود، همین الان در کنار این درس و بحث ها این سفارشها را جدی بگیرید و به این امور پای بند باشید.

آری! اگر ما بخواهیم عرفان نظری را بدون عرفان عملی دنبال کنیم لطفی ندارد. عرفان نظری صرف، یک مشت اصطلاحات پر زرق و برق است و به فرمایش حضرت امام نتیجه اش این است که انسان بشود ابلیس مجلس آرا و رهزن خلق خدا. چون خودت را که اهلش نیستی مطرح میکنی و حرف میزنی و دیگران را به طمع می‌اندازی، بعد که به سراغت می آیند تا دنبال راه را از طریق شما پی بگیرند، یا باید آنها را رو کنی و بگویی: آقا ما اهلش نیستیم، که این برای شما زشت است، و جا دارد به تو بگویند: چرا با این همه حرف زدن و دیگران را به طمع انداختن اهلش نشدی؟! و یا باید جواب مثبت بدهی و بگویی : اهلش هستم، که این دروغ است و در نتیجه میشوی رهزن، چون اگر انسان به حق راهنما نباشد و در عین حال راهنمایی کند می‌شود رهزن! با  «آن شاء الله» گفتن زبانی هم کار درست نمی‌شود، بلکه باید واقعا اهل عمل و سیروسلوک بود تا کار صادقانه به انجام برسد.

البته معنای این سخن این نیست که ما به بهانه این سخن ها به طور کلی عرفان نظری را به دست فراموشی بسپاریم. نه، ما لزوم تقدمش را بر عرفان عملی منکر شدیم اما اینکه اگر کسی در کنار فلسفه از عرفان نظری نیز بهره داشته باشد چه برکات و فوتئدی برای او دارد، سخن دیگری است.

لذا گوییم: اگر انسان بخواهد جریان طبیعی را پی بگیرد، خوب است اول منطق بخواند، سپس فلسفه و بعد از آن عرفان نظری تا در عرفان عملی به طور شایسته و بایسته بتواند حرکت کند. اگر به این ترتیب باشد خیلی خوب است.

البته اگر شخص، اهل علم و طلبه باشد، و بخواهد از عرفان و طریق اهل معرفت، دفاع کند و آن را برای دیگران تبیین نماید به او توصیه می‌کنیم حتما فلسفه و عرفان نظری را بخواند تا هم در عرفان عملی بهتر قدم بردارد و هم بهتر بتواند از دستاوردهای عرفان عملی دفاع کند.

 

 

 

 

 

 

 

منبع:کتاب عرفان علامه در بیان استاد حسن رمضانی /۴۸ تا ۵۱