وصول تدریجا آغاز میشود و یک آثاری هم در شخص بوجود آمده، یک چشمه هایی به او نشان داده اند. یک آثاری در خودش مشاهده میکند, اینجا محبت در انسان بوجود می آید

و قطعا محبت , مراحل آغازین دارد, مراحل متوسط دارد, مراحل نهایی دارد.

اگر محبت , آخرین مراحل خودش را بگذراند ؛ بلافاصله منتهی به وصال میشود,

محبت ,  انسان را به وصال میرساند؛

لذا محبت به اهل بیت عصمت و طهارت اگر شدت پیداکند و آخرین درجه ی مرحله ی خودش را بگذراند , انسان را به وصال میرساند. به حجت الله میرساند ؛ میرساند  به انسان کامل و سر بر آستان او خواهد گذاشت ؛ اگر محبت , محبت کامل و درجه ی بالا بوده باشد.

بله مراتب ضعیفه ی محبت مستلزم وصال نیست…

مراتب متوسطه هم مستلزم وصال نیست…

بلکه مراتب عالیه محبت هست که به اِئمه عصمت و طهارت میرساند؛ و این است که میشود به فعلیت رسیدن, رسالت رسول الله

در آنجا که میفرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌»

یعنی رسالت اگر بخواهد در ما پیاده بشود و ما بشویم محمدی , پیرو آن بزرگوار , باید از طریق همین مودت فی القربی, قضیه رو پیگیری کنیم

 

 

به اهل بیت عصمت و طهارت که انسان کامل اند, معرفت،

و پس از معرفت , تصدیق به فایده

و پس از تصدیق به فایده , شوق موکد

و پس از آن، ارادت

و پس از ارادت , محبت

و پس از محبت , عالی ترین درجه ی محبت , دستمان در دست حجت خداست!..

و دست در حجت خدا بودن همان و دست ما در دست خدا بودن همان !..

چون دست او دست خداست… همانطور که ولایت او , ولایت خداست ؛ محبت او محبت خداست , وصال به او وصال به خداست .

 

 

اینها لُب زیارت جامعه کبیره است که از امام هادی سلام الله علیه میراثی است برای ما ؛ انسان شناسی , امام شناسی را از امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره باید فراگرفت.

انسان کامل یعنی این…خلیفه الله, عین الله, اذن الله , وجه الله , جنب الله  ,  و رسیدن به او یعنی رسیدن به خدا                                                                                                                                                                                                                                                                           این آیه شریفه بیخود نیست؛  حضرت فرمود: ما که از شما مزدی نمیخواهم ؛ اجر در جایی است که شما ما را استخدام کرده باشی… پیغمبر را که ما استخدام نکردیم که…پیغمبر را خدا استخدام کرده

من از شما مزدی نمی‌خواهم، چون شما من رو استخدام نکردید ؛

بنابر فرمایش سایرانبیاء:  «ان اجزی الله علی الله»  «اَجر من بر خداست؛ شما نه!»

شما، فقط و فقط باید از این امکاناتی که من در اختیار شما قرار میدهم به حکم وظیفه ی الهی، بهره بگیرید و استفاده کنید.

نمی‌خواهد مزد بدهید، استفاده کنید‌؛ استفاده کردنش مودت است؛ آنکسی که اعمال مودت نمی‌کند، معرفت به اهل بیت ندارد و در راستای انسان کامل و حرکت انسان کامل قرار نمی‌گیرد، این یعنی از این نبوت و  از این بعثت و از این مطاع الهی و این مِنَّتی که خدا بر ما گذاشته، (لقد عَن الله علی المومنین اذ بَعث فیهم رسولا منهم) بهره نگرفتن، استفاده نکردن

این فرآیندی که از خدا شروع شده و در اختیار ما قرار گرفته، باید از این بهره ببریم!… بهره بردنش مدیون مودت است…

این آیه را باید اینطور معنا کرد… و در خود پیاده کرد…

 

لذا در آن آیه میفرماید:  «و ما سئلتکم من اجرفهو لکم» اگر آجری مطرح شده، یا چیزی به عنوان آجر مطرح شده، این به نفع شماست. شما آن آجر را که بدهید به نفع خودتان حرکت کردید، نه اینکه به نفع ما بوده باشه  «فهو لکم»

یا آن آیه ی شریفه که بعد از قضیه اجر میفرماید: مَنِ اتخذ الی ربهی سبیلا

آن مودت یا آجر یعنی راه یافتن به خدا

 

سه تا آیه است در راستای هم :

یکی : فهو لکم

یکی:مودت فی القربی

و یکی:اتخذ الی ربه سبیلا

اینها درست در راستای هم معنا می‌شود و همه به نفع ما؛ یعنی همان تصدیق به فایده، یعنی اگر نباشد ضرر کردیم و از این امکانات بهره ی لازم و کافی را نبردیم.

 

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف