«ارادت» یعنی؛ خواستن

وقتی که میگوییم ارادت یعنی خواستن، خب انسان باید یک امری را  شعور پیدا کند، هرچه هر چه را انسان نمی‌خواهد که ‌انسان باید التفات پیدا کند؛ التفات به مراد ممکن است؛ قطعا ممکن نیست؛ انسان طالب مجهول مطلق که نیست ‌.

 

طالب هرپیشه و مطلبی

حق چشاند اول کارش لبی

اول یک تاثیری در ذائقه ی شخص به وجود می‌آورد، ذوق او وشوق او را میشوراند و بعد، طرف مرید می‌شود؛ ارادت از خودش نشان می دهد و بعد دنبال می‌کند؛

پس باید شعور به مراد باشد و بعد هم این مراد را کمال بداند و بعد هم بداند که این شدنی است و به دست می آید…

اینها را انسان باید بداند و بعد ارادت پیدا کند؛ ارادت متوقف بر این امور است.

لذا خواجه نصیرالدین در ابتدای فصل ارادت در کتاب شریف اوصاف میفرماید:  «پارسی ارادت خواستن است که مشروط به سه چیز باشد: شعور به مراد  و شعور به کمالی که مراد را حاصل باشد و غیبت مراد.» (۱)

(۱)انسان شعور داشته باشد و بفهمد مراد چیست و بفهمد این مراد دارای کمالی هست که حاصل است و بعد هم آن حاصل نشده باشد برای شخص مرید و از او دور افتاده باشد و دنبال بدست آوردن آن مراد باشد.

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف، جلسه ۵۳