در فضای حیوانیت، صحبت از شهوت است؛ میگوییم حیوان با قوه ی شهوتش جلب منافع می‌کند؛ خودش را به آب و آتش می‌زند، آنچه را که برای او خوشایند است پیگیری می‌کند؛غضب را هم که به کار می‌گیرد، باز برای همان اشباع شهوتش است، ناراحت می‌شود، ضررها را دفع می‌کند، باز برای اینکه دومرتبه اگر مانعی برای او پیش بیاید، برای بهره مندی از شهوات، آن مانع را با قوه ی غضب طرد می‌کند تا بهتر از مشتهیات بهره بگیرد و محدودیت ها را برطرف کند ‌بالاخره اساس شهوت است در حیوان برای جلب منافع

حال اگر این حیوان، انسان بشود، همین جلب منافع می‌شود ارادت ‌منفعتی که انسان نصیبش می‌شود، همین برخورداری از تجلیات الهی است والا این نان و آب و کباب و… امثال ذلک که هست، حیوانات هم با ما شریک اند در این نوع خوردن و این نوع بهره مند شدن ‌هم می‌نوشند و می‌خورند، هم می‌خوابند، هم لذت جنسی دارند؛ بی حد و حصر؛ هرچه که بخواهند… ما محدودیت های آنها را نداریم، آنها خیلی بهتراز اینگونه امور بهره مند اند؛ اینها که نشد کمال برای انسان…

بلکه انسان کمالش به برخورداری از وجهه الله است. برخورداری از تجلیات الهی…

 

 

 

 

 

 

شرح کتاب‌ اوصاف الاشراف