تصوف اصیل در سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و شیوه ائمه معصومین علیهم السلام ریشه دارد و تنها ملاک تصوف اصیل هم همین است.

متاسفانه گروهی از نادانان صوفیه (جهله صوفیه) افراط یا تفریط کرده و می کنند و به علت جهل علمی یا پیروی از هوا و هوس، از صراط مستقیم الهی کنار رفته اند و سخنانی گفته و کارهایی انجام داده اند که موجب بدبینی به بزرگان متصوفه و صوفیان اصیل و محقق شده اند.

این دسته از صوفیان و به تعبیر بهتر، صوفی نماها به هیچ عنوان مورد تایید نبوده و نیستند، لذا بزرگان عرفان و حکمت، این گروه را جهله صوفیه نامیده و از شرّ آنان به خداوند پناه برده اند، و در مقابل اینها از متصوفه اصیل و صوفیان راستین _که با التزام به شریعت و تمسک به ولایت، راه تصفیه باطن را پیموده اند وهمواره در صراط مستقیم الهی هستند_با عبارت  «محققین صوفیه» یاد کرده اند.

به عبارت دیگر، بزرگان حکمت و عرفان، دو تعبیر در مورد صوفیه دارند؛ یکی محققین صوفیه و دیگری جهله صوفیه و به تعبیر امروزی: صوفی و صوفی نما، عارف و عارف نما

مراد از محققین صوفیه، همان عرفای بزرگ اسلامی مانند محی الدین ابن عربی، صدرالدین قونوی، سید حیدر آملی و… است که با التزام به شرع و همراه با کسب علم، راه تزکیه نفس را پیموده و به کشف و شهود حقایق رسیده اند.

اما جهله صوفیه(عارف نما، صوفی نما، تصوف انحرافی) آن دسته از صوفیان اند که علم کافی ندارند و مطالب بلند و بالا را بد و نادرست می‌فهمند و مطالب سخیف و غير قابل دفاع از آنها صادر می‌شود و بدعت هایی در دین پدید آورده و راه خود را از راه ائمه معصومین علیهم السلام جدا می‌دانند، یا وسیله را با هدف توجیه کرده و خود را به شریعت و ظواهر آن پایبند نمی دانند و آشکارا یا پنهانی مرتکب معاصی می شوند یا برخی از آنها با فریب و حقه، مردم را به معنویت فرا می‌خوانند و پشت این دعوت، مقاصد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، سوء استفاده های جنسی و غیره را دنبال می‌کنند. این افراد در هر مکان و زمانی محکومند و قبل از همه، خود عرفا و صوفیه ی اصیل در کتاب‌ها ی خود این اشخاص را به شدت مورد مواخذه قرار داده اند.

کسانی که عرفان و تصوف را به صورت مطلق از هم جدا می‌کنند، و می‌گویند : عرفان، امری مثبت و مقبول، و تصوف امری منفی و مردود است و در نتیجه تصوف را در صوفیه ی انحرافی و مبتذل منحصر می‌کنند، مخاطبان خود را به اشتباه بزرگی می اندازند. زیرا مخاطبان با رجوع به کتب معتبر عرفان، تعابیر صوفیه، تصوف، صوفی و…. را بارها خواهند دید که اهل فن آنها را درباره ی خود و دیگر بزرگان عرفان به کار برده اند.

صحیح نیست به خاطر عقاید و رفتارهای فرقه های منحرفی که نام خود را صوفی یا درویش گذاشته اند، مطلق تصوف را ناپسند بدانیم و کتب علمی و مهم آنان را تحت الشعاع قرار داده یا مذمت کنیم.

بهتر است بگوییم : ما صوفی اصیل داریم و صوفی نما صوفی اصیل کس است که در محدوده ی شرع یا عرفان عملی و سیروسلوک قدم به قدم به سوی خدا رفته و به قرب حق رسیده است. ولی صوفی نما کسی است که در ظاهر، خود را به تصوف چسبانده و در واقع، صوفی نیست و محکوم  مذموم است. مثل اینکه بگوییم: ما شیعه واقعی داریم و شیعه نما، مسلمان واقعی داریم، و مسلمان نما، روحانی واقعی داریم و روحانی نما و….

 

 

 

 

 

منبع : کتاب عرفان علامه در بیان استاد حسن رمضانی ص۲۹_۳۲