از نظر لغت، بسیاری، عرفان را مرادف با علم و مطلق آگاهی و دانش گرفته اند، چنانکه در برخی معاجم لغوی  «عرف» به  «علم» تفسیر شده است.

براساس مسامحه، ممکن است این تفسیر و این معنا را _البته با توجیهی_بپذیریم، اما اگر مسامحه را کنار بگذاریم و سخن واژه شناسان و مجتهدان اهل لغت را_به خصوص آنهایی که فروق اللغة نوشته اند_مورد توجه قرار بدهیم باید بگوییم: «عرفان» شناخت شیء با تمام خصوصیات و تفاصیل و جزئیات آن است و این خصوصیت در  «علم» اخذ نشده است؛ زیرا  «علم» مطلق آگاهی است خواه به گونه ی اجمال و کلی باشد یا به گونه مفّصل و همراه با جزئیات.

لذا باید گفت: «کل عرفان علم، ولیس کل علم بعرفان» یعنی هر عرفانی علم است ولی هر علمی عرفان نیست.

از این رو  «عرف» معمولا با یک مفعول، متعدی می شود اما  «علم» در خیلی از جاها دو مفعولی است و باید مفعول دومش نیز بیاید تا معنا کامل شود.

 

 

 

 

 

منبع:کتاب عرفان علامه دربیان استاد حسن رمضانی