شما شکر کنید …

چطوری؟
یا شکر زبانی می‌کنید یا شکر عملی،
چه شکر زبانی کنید و چه شکر عملی، از نعمت های خدا باید استفاده کنید

شکر زبانی به کار گرفتن نعمت خدا میباشد. زبان، خودش نعمت خداست
شکر عملی یعنی از اعضا و جوارح استفاده میکنی و شکر عملی میکنی و باز هم اعضا و جوارح نعمت خداست
حول و قوه ای که برای اینها صرف می‌شود؛ باز: لاحول ولا قوه الا بالله…

خود اینها باز نیازمند به شکر و شکرگذاریست!..

 

لذا لایزال این چرخه هست… و دائما مدیونیم… سرافکنده و بدهکار…

 

شکر از یک طرف وظیفه است و از یک طرف هم می‌بینیم هرچه بیشتر شکر کنیم، بیشتر مدیون می‌شویم، لذا این آه و ناله و سرافکندگی و انکسار دل و شکستگی قلب، باید در انسان باشد….

 

درست است که انسان شادمان به خداست، شادمان به حق است و توجه به حق برای او شادی آفرین است و انسان ذوق می‌کند، انسان لذت میبرد(از آن جهت) اما این جهت داستان چه؟! که زیر بار دین او هستیم و دائما داریم بهره میگیریم… و اگر کفران کنیم، دائما آنطور بدبختیم و اگر شکر کنیم اینطور مدیونیم…

 

لذا انسان باید همواره آه و ناله داشته باشد و از خدای تبارک و تعالی این درخواست را داشته باشد که ما هیچ ادعایی نداریم تو خودت آنچه میخواهی برای ما رقم بزن…
ما گویی هستیم مقابل چوگان اراده ی تو…
هر چه میخواهی برای ما خودت مقدر بدار…