«شکر در لغت ثناست بر منعم به ازای نعمت های او»

ثنا کنیم، مدح کنیم، بستاییم خدا را بر نعمتهای او در برابر نعمت‌هایی  که او عنایت فرموده

خب این شکر، شکر زبانی، ظاهری است، در حقیقت

مگر اینکه توسعه بدهیم… به‌زبان نه، بلکه به عمل، به اخلاق…

(همان که قبلا عرض کردیم) اینکه انسان التفات پیدا کند که غرق است در نعمتها و التفات کند که این نعمت‌ها وجه‌ چیست و بعد هم پایبندی خود، اهتمام خود را در به کارگیری نعمت‌ها در همان وجهی که خدا مشخص فرموده…

که گفتیم (طبق آیه شریفه) اگر چشم هست و… نعمت گوش… چشم و گوش و دل را در راه فربه شدن روح، با علم و معرفت صرف کند؛

 

الان که دلبری ها فراوان شده…

چشم و گوش ها را به خدمت گرفته اند…دل را هم به خدمت گرفته اند… به چه چیزهایی ملتفت شده!

فضای مجازی، فضای غریب و عجیبی است… چقدر از این چشم در راه ناصحیح استفاده می‌شود؟!…

چقدر از این گوش در راه غلط استفاده می‌شود؟!..

این دل به که تعلق می‌گیرد؟

این دل به چه ملتفت و وابسته می‌شود؟!..

مصیبت در مصیبت…

گرفتاری در گرفتاری…

 

خود همین فضای مجازی خودش یک نعمت است باز هم…خودش یک نعمت است… در توسعه ی علوم و معارف چه بهره هایی می‌توان گرفت… اهلش بهره بگیرند و دیگران را بهره مند کنند

برابر متاعی که دیگران ارائه می‌کنند برای منحرف ساختن چشم ها و گوشها

این هم می‌بینیم آنطوری که بایست استفاده بشود، نمی‌شود… هرچه بگوییم باز هم کم است… هرچه بگوییم می‌بینیم از عهده اش برنیامدیم…

لذا قاصریم…

مقصریم…

 

پس ثنا را میشود گسترش داد… ثنای زبانی، ثنای جنانی، ثنای عملی، اخلاقی؛ توسعه داد تا آن شکری که عرض کردیم، با توسعه ای که داشت از این عبارت برداشت شود؛ اگر هم ثنا را ثنای زبانی گرفتیم، شکر زبانی می‌شود؛ باید شکر دیگر را، جای دیگر، با عبارت دیگر، ادا کنیم…

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف