بنده همان به که زکردار خویش عذر به درگاه خدای آورم

ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای آورد

 

سعدی شیرین سخن گفته می‌شود، بی جهت نیست؛ چقدر زیبا شروع کرده و چقدر زیبا از عهده بیان این حقیقت برآمده که ما باید دائماً در این حالت بوده باشیم که اعتراف به عجز کنیم…

اعتراف کنیم به اینکه قاصریم… مقصریم…

هم قاصر و هم مقصر…

این اگر برای انسان حاصل شود، دیگر کبر و غرور یعنی چه؟!!

خودپسندی یعنی چه؟!!

این مزخرفات!!.. این یاوه ها…

این حرفهای بی مبنا و بی معنا!!!… یعنی چه؟!!..

این حقایق روشن نشده که کسی به خودش مغرور میشود…

متکبر می‌شود… دیگران را به هیچ می انگارد! خودش را از دیگران بهتر می‌داند… بهتر میبیند…  این حرفهای نجسِ پلید… که انسان را نجس و آلوده می‌کند…

اینها انسان را ملتفت می‌کند؛ انسان را از این رذائل، از این مفاسد، پاک می‌کند؛

 

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف