واقعا ما می‌توانیم از عهده ی شکر برآییم؟

 

نخیر!

هرچه بیشتر سعی کنیم، بیشتر مدیون می‌شویم؛ وجوری هست که اگر ترک کنیم بی ادبی کردیم و اگر توجه کنیم و بیشتر شاکر باشیم، بیشتر زیر بار دِین خدا می رویم!..

لذا آه و ناله ی ما باید نامتناهی بوده باشد…

که از یک طرف بی ادبی است که انسان به طرف شکر و شکر گزاری نرود‌ و از یک طرف هم وقتی رفت و شکر کرد، خود این شکر نعمتی برای او می‌شود، که این نعمت نیاز به شکر یگر داردٌ

خیلی ها هستند که غافل اند و ما که می‌خواهیم توجه کنیم باز با عنایت خدا توجه میکنیم!…

با عنایت او قدردانی میکنیم!.. با لطف و توجه او هست که ما متوجه می‌شویم که ما غرق نعمتهای اوییم و دیگران غفلت دارند و این یک نعمتی است که نصیب ما شده است و همین نعمت باز نیازمند شکر دارد؛ نیاز به شکر دارد.

لذا آه و ناله و این شکستگی دل یکسره باید باشد…

و این حزن در انسان باید یکسره باشد…

و این احساس دِین یکسره در آدم باشد و خودش را مدیون الهی بداند… و لحظه ای او را غرور نگیرد و لحظه ای مغرور به آنچه برای او حاصل شده نباشد…

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف