پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله که عبادت او علی ابن ابیطالب علیه السلام را به تعجب واداشت؛

علی بن ابی طالب که عبادت او مورد توجه امام سجاد علیه السلام  قرار گرفته بود؛ امام سجادی  که اصلا  سجده و عبادت در او تمثل عینی پیدا کرده بود (سرتا پایش شده بود سجده و عبادت!.. )

این رسول خدا، با این فرآیندی که عرض کردیم، عبادتش را تصور کنید در چه حدی هست!..

امام سجاد علیه السلام که خودش آن جهت در او عینیت یافته، از عبادت علی بن ابی طالب تعجب می‌کند و علی بن ابی طالب از عبادت رسول خدا صلی الله علیه و آله تعجب می‌کند؛

 

این عبادت و این شدت و کیفیت بالای عبادت و کمیت بالای عبادت رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی که مورد سوال قرار می‌گیرد؛ عایشه به او میگویدکه حق تعالی نسبت به جنابعالی میفرماید: ما تقدم من ذنبک و ما تاخر را آمرزیده ایم…؛ این چه وضعی است؟! چه حالی است؟! چرا انقدر خودتون را به زحمت می‌اندازید؟! چرا انقدر به رنج خودتون را وادار میکنید؟! کلفت و مشقت!!

رسول خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ فرمود: افلا اکون عبد شکورا

میخواهید من از حقیقت شکر، از اکسیر شکر، که مایه ی آبادی حقیقت انسانی  هست، محروم  بوده باشم؟!!

 

 

بحث بهشت و جهنم نیست، بحث سیب و گلابی و… بهشت نیست!

من نباید برگردم نگاه کنم به اینکه خدا تمام حقیقت مرا تحت پوشش قرار داده است، سر پای مرا غرق در نعمت کرده؟!! و یک نگاه محبت آمیز، تشکر آمیز به سوی او نکنم؟!! و عملا در این راستا کاری نکنم که جلب رضایت او صورت بگیرد؟!!

نباید این کار را بکنم؟!

از من توقع نداری این کار را کنم؟!!

چه توقعی است که شما از من دارید؟!

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف