آخرین فصل از فصول باب سوم کتاب اوصاف الاشراف، مربوط به  «شکر» است.

 

صبر و شکر معمولا در کنار هم مطرح هستند؛ چون انسان یا در حال بهره بری از نعمتهاست یا اینکه مبتلای به نقمت (عقوبت و عذاب)

در صورت نخست می‌بایست شاکر بوده باشد و در صورت دوم می‌بایست صابر باشد.

و انسانی که یا صابر است یا شاکر، در مسیر است و به هیچ وجه ضرر نمی‌کند؛

اگر بلا و مصیبت و رنجی برای شخص پیش آید و صبور نبوده باشد، به جایی نمی‌رسد.

و همچنین اگر چنانچه از نعمتی بهره‌مند است و برابر این نعمت شکر نکند و کفران نعمت کند، این هم به جایی نمی‌رسد و از گردونه ی تکامل حذف میشود.

انسان ِ در مسیر، باید نسبت به آنچه گذشته محزون باشد و نسبت به آنچه در آینده پیش می آید خائف؛ همینطور درباره ی بهرمندی از نعمت‌ها و فرصت‌ها باید شاکر باشد و در مسائلی که باب میلش نیست، رنجی، مصائبی… مشکلی… صابر باشد؛ که با تکیه بر این دو امر، یعنی صبر و شکر، بتواند این مسیر را براساس رضایت خدا طی کند و به مقصد برسد؛ بدون اینکه هیچ آفت و آسیبی او را تهدید کند.

صابر و شاکر…

این دو در کنار هم معمولا مطرح هستند.

و خواجه نصیر، پس از اینکه صبر را در فصل پنجم متعرض شد،. در این فصل که آخرین فصل باب است، متعرض شکر می‌شود و تبرک می‌کند به این آیه شریفه که :

«سنجزی الشاکرین»

«ما به شاکران پاداش میدهیم»

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف