امام محمد باقر علیه السلام را باقر به دو جهت نامیدند:


یکی اینکه شکافنده ی علم است؛ موشکافی می‌کند در مسائل دقیق؛ فعالیت علمی دارد؛ در اوج!..

«سمی الباقر لانه بقر العلم ای شقه فعرف اصله وخفیه; محمد بن علی، باقر نامید شد به خاطر اینکه او علم و دانش را شکافت و اصل و باطن علم را شناخت.»

 

در یک روایت دیگر هم هست که : سمی الباقر باقر  لاجل انه کشاورزا

باقر بود؛ یعنی زمین را میشکافت و در درون زمین بذر میکاشت و کشت داشت و مزرعه دار بود؛ امام باقر شغلش این بود و در مزرعه کار می‌کرد. لذا آن بنده ی خدای بی معرفت، از آن صوفیان بی معرفت دید که امام باقر مشغول رنج بردن و زحمت کشیدن و زمین بیل زدن است… با خود گمان کرد که این کار،. کار دنیایی است و شأن امام باقر علیه السلام بالاتر از این حرفهاست که مشغول امور دنیایی بشود، خوب است بروم و او را نصیحت کنم و آمد و با یک قیافه ی حق به جانب خطاب به حضرت عرض کرد که مرگ شما را در این حالت فرا بگیرد، به خدا چه خواهید گفت؟

(مثل اینکه دارد گناه و معصیت می‌کند!)

حضرت فرمود : با بهترین حالت به ملاقات خدا میروم؛

الماد علی عیالهکاامجاهده فی سبیل الله

دارم رنج میبرم؛ زحمت میکشم تا خرج زندگی خود و عیال خود را بدست بیاورم؛ این عبادت است! در حالتی خدا را ملاقات میکنم که بهترین حالت است!.. یعنی  «عبادت» بندگی!..

بیل بدست میگیرم وعبادت میکنم… کشاورزی میکنم و عبادت میکنم…

هردویش درست است؛ یکی به جنه ی عملی برمی‌گردد و یکی به جنبه ی علمی برمی‌گردد.

که انسان دوتا بال دارد؛ یکی بال علم و دیگری بال عمل

امام باقر علیه السلام هم در بعد علمی در اوج بود و هم در بعد عملی در اوج بود؛ لذا سمی الباقر باقر… به این دو جهتی که عرض کردیم…

 

 

 

 

 

بیانات حضرت استاد رمضانی / شرح کتاب اوصاف الاشراف