ابیات بسیار شیرینی، جناب مولانا در مثنوی دارد؛

ناظر به صبر عوام و خواص و اخص خواص می‌تواند باشد؛ منتها فرمایشات ایشان را مناسب با  همان  موارد باید معنا کرد؛

مثلا می‌گوید: یار بد نیکوست، بهر صبر را

اصلا یار بد، همسایه ی بد، همسر بد، نعمتی است؛ چرا، چون انسان را وادار به صبر می‌کند؛

انسان اگر مبتلای به یار بد نباشد،

مبتلای به مشکلات نباشد، مشکلات برای او رقم نخورد، جوهره ی صبر در او به منصه ظهور نمی‌رسد؛

 

یار بد نیکوست، بهر صبر را

که گشاید صبر کردن، صدر را

 

صبر مایه ی گشایش صدر،. سعه صدر میشود

انسان بزرگ میشود؛

شخصیتش، عظمت پیدا می‌کند، با همین جوهره ی صبر و صبوری…

خب معلوم است مردم عوام را دارد آماده می‌کند برای تحمل و صبر؛ تا مردم را بزرگ کند؛ از حالت عوامانه فکر کردن و متعارف بودن خارج کند و آنها را بیاورد و در مرتبه ی خواص قرار دهد.

 

 

یار بد نیکوست، بهر صبر را

که گشاید صبر کردن، صدر را

صبر مه باشد منور داردش(۱)

صبر گل با خوار اظفرداردش(۲)

صبر شیر اندر میان  فرض و  خون(۳)

کرده او را نائش ابن لبون(۴)

صبر جمله انبیا با منکران

کردشان خاص حق وصاحبقران(۵)

هرکه را بینی یکی جامه درست(۶)

دام که او آن را به صبر کسب جست

هرکه را دیدی برهنه و بینوا

هست بر بی صبری او آن را گواه

 

ماه در دل شب هست که جلوه می‌کند، زیبایی و نور ماه رهین صبری است که ماه با ظلمت و در ظلمت دارد؛

اگر خورشید طلوع کرد و همه جا را روشن کرد، دیگر ماه زیبایی ندارد؛ زیبایی ماه مرهون تیرگی شب است.

صبر را  می‌خواهد  به ماه تشبیه کند که  زیبایی این صبر کجا نشان داده می‌شود؛ در دل ظلمت مصیبتها و مشکلات؛ رنج و عذابی که در این مسیر هست؛

ماه در کنار ظلمت شب صبوری می‌کند و می‌ماند و میشود، زیبا

 

 

(۲) گل وقتی که در کنار خوار قرار میگیره، صبوری می‌کند، بوی خوش از او به مشام میرسد؛

 

(۳) خدای تبارک و تعالی در تعابیر قرآنی، شیر را “من بین فرض و دم”  «از دل چرک و خون» شیر خالص پاک مقوی و مغذی را اخراج می‌کند؛ از دل اینها…

مشکلات به منزله ی همین خون و چرک هست؛ که اگر انسان صبوری داشته باشد، از درون همین چرکها و خونها، شیر خالص بدست می آید.

 

(۴)این شیر نئشه می‌کند ابن لبون را؛ آن فرزند(کرّه ) شتر را

 

(۵)صبر انبیاء در کنار منکرها و کسانی که مخالف بودند، شدند خاص اولیا؛ اخص خواص اولیای الهی

(۶)همین چشمت  را باز کن به افراد نگاه کن؛ همین که جامه درست پوشیده اند، چشم بدوز. لباس تمیز پاک، این گویای این است که طرف اهل کار بوده، اهل صبر بوده، صبر بر کسب داشته؛ کاسب بوده و پول بدست آورده و صبر کرده و رسیده به پول و مال و ثروت و رفته لباس نو خریده

اما کسی که لباس‌های تیکه پاره و مندرس بر تنش است، این دلیل بر این است که این آدم صبر بر کسب نداشته، صبور نبوده؛ لذا همین وصله پیله ها را می‌پوشد. چرا؟ چون ندارد. چرا ندارد؟ چون صبر بر کسب نداشته.

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف /فصل صبر