مقام رضا قطعا بالاتر از مقام صبر است؛ لذا در کتاب شریف منازل السایرین، همان اول باب صبر، جناب خواجه عبدالله انصاری میفرماید؛

صبر، از دریچه ی نظر عوام، “اصعب المنازل” است؛

خیلی سخت است؛

با طرز فکر عوام و حد معرفتی عامه ی مردم، صبر خیلی سخت است؛

چون برابر طاعت یک جوری باید صبر کند؛ برابر معصیت یک جوری باید صبر کند؛ برابر مصیبت یک جور باید صبر کند… همش کشیدن… همش رنج کشیدن…؛ همش دندان سر جگر گذاشتن…

علیرغم اینکه برایش مکروه است و خیلی گران تمام می‌شود و سخت می‌گذرد، تحمل می‌کند، خب این خیلی سخت است…

اصعب المنازل هست، از منظر عوام

 

 

 

اما از منظر خواص(اهل ولایت و عشق)، “اوحش المنازل” هست؛ از منظر اهل علم، از وحشتناک‌ترین  منزل و مقام…

چرا؟

چون کسی که ادعای عشق دارد، ادعای محبت دارد، خیلی این مسئله که بگوید “من دارم تحمل سختی میکنم” او را به وحشت میندازد.

آیا عشق چیزی به نام سختی باقی می‌گذارد؟!!

 

آن کسی که عاشق است، آن کسی که اهل محبت است… دلداده است… خودش را باخته است… خودفروخته است، اصلا برای او سختی و مشکلات اصلا تصور  می‌شود؟!!

انسان برابر معشوق خودش هر رنجی که باشد جان می‌خرد!..

تحمل یعنی چه؟!!تحمل در ادای حقیقت مطلب بسیار قاصر است؛ “تحمل” یعنی دارم دندان سرجگر می‌گذارم؛ یعنی دارم برخوردم فشار می‌آورم؛ کسی که عاشق است برای جلب رضایت محبوب و معشوق خودش در سخت‌ترین حالت هم که باشد، باید بگوید من دارم رنج میبرم؟؟؟

لذیذ است!..

تحمل معنا ندارد!!..

کشیدن رنج، چشیدن رنج در راه معشوق لذیذ است…

این را که می‌فهمد؟!! عاشق… عاشق این را می‌فهمد!..

ما در فضای عشق مجازی هم هنوز اینها را تجربه نکرده ایم. عاشق!

بله!

اهل هوا و هوس همیشه دنبال خوشگذرانی و راحتی و… هستند؛ هرچه راحت‌تر بهتر…

و اما اینها هرچه سختی بیشتر، خرسند تر هستند!..

اهل هوا هوس هیچگونه سختی را تحمل نمی‌کند، اما آنکه عشق به خرمن وجود او آتش زده و داره می‌سوزد و می‌سازد… در طب عشق؛ این وقتی خود را در رنج ببیند برای رسیدن به محبوب و برای وصال، دیگران ممکن است بگویند دارد تحمل می‌کند، نخیر!.. او دارد عشق بازی می‌کند، باهمه ی این مشکلات با همه ی رنج هایی که بر او اهل دنیا تحمیل می‌کنند و گمان می‌کنند که دارن او را آزار می‌کنند؛ اما او دارد لذت می‌برد…

 

در بلا هم میچشم لذات او

مات اویم مات اویم مات او

 

این کجا؟!!

و این که میگوییم تحمل می‌کند، کجا!

لذا از منظر عشق و عاشق، صبر، وحشتناک‌ترین منزل است!..

چون می‌ترسد، ازیک طرف ادعای عشق کند و از یک طرف بگوید من رنج را تحمل کردم!

به او بگویند این چه عشقی است که تو داری؟ عشق که این حرفها سرش نمی‌شود… برای عشق که سهل و ساده و این حرفها معنا ندارد! برای عاشق تنها چیزی که تعیین کننده است، رضایت محبوب است! رضایت معشوق است؛ لذا در زیر رگبار شمشیر ها و نیزه ها و گلوله ها وقتی که خود را در  منزل محبوب میبیند، رقص عشق دارد!

صحرای کربلا را ببینید! تعبیری که امام علی ابن ابی طالب بکار میبرد: عشاق!

تعبیر “عشاق” را برای آنها به کار می‌برد؛ ***

هذا… مصارع عشاق

اینجا محل فرود آمدن عاشقان راه خداست!..

آنها لذت می‌برند از شمشیر…

لذت می‌بردند از زخم خوردن!..

آن چه حالی است که شخص عاشق دارد؟!!

سیلی که معشوق بزند به عاشق، خیلی شیرین است!..

سیلی عشق!..

ازاین منظر که نگاه کنید، صبر می‌شود اوحش المنازل…

طرف احساس وحشت می‌کند…

از یک طرف ادعای عشق می‌کند، از یک طرف داره می‌گوید من دارم تحمل میکنم!.. من صبر دارم میکنم؛ صبر اینجا معنا ندارد!

لذا باید تعبیر شکر را به کار گرفت؛

 

 

ودر ادامه جناب خواجه عبدالله میفرماید: وانکروحا فی طریق التوحید

همین صبر انکرالمنازل خواهد شد؛

ناشناخته ترین،. منکرترین منزل و مقام در  طریق توحید!

چطور؟؟

به اینصورت: کسی که اهل توحید است، کسی که از کثرت رهایی یافته و غرق در  وحدت است، دیگر “منی” در برابر معشوق، انانیتی و خود بینی و توجه به خود در او باقی نمانده که بعد بگوید من  در مسیر خدا و راه حق و رسیدن به حق دارم صبر میکنم و تحمل دارم…

فانی است!..

فانی، دربرابر محبوب و معشوق، تعیّنی قائل باشد!!؟ و بگوید من؟!! من دارم برای او چنین چیزی تحمل میکنم!!! این ناشناخته است…

بالاخره یا اهل توحید هستی یا نیستی!

اگر اهل توحید نیستی، پس ادعای موحد بودنت غلط است، و اگر اهل توحیدی، دیگر نگو من دارم برابر مشکلات و طاعات و مصیبتها و معاصی صبر میکنم؛ انانیتی در کار نیست…

سالبه به انتفا موضوع می‌شود؛ لذا می‌شود آنک و المنازل فی طریق التوحید؛

این بستگی دارد به همان درجه شخص؛ که جزءعوام است، یا جزء خواص است یا جزء اخصِ خواص

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

***امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

هذا… مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم ولا یلحقهم من کان بعدهم؛

حضرت علی (علیه‌السلام) روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمودند: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است، شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آن‌ها نمی‌رسند.

تهذیب، ج ۶، ص ۷۳ / بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۱۶

 

 

 

 

بیانات حضرت استاد رمضانی در شرح کتاب اوصاف الاشراف /فصل صبر