صبر سه درجه دارد:

۱٫صبر عوام

۲٫صبر خواص

۳٫صبر اخصِ خواص

 

 

صبر عوام، همان خویشتن داری است؛ و مواظبت همان که موقع تنگناها و فشارهایی که در زندگی برای آنها رخ می‌دهد، سخنشان، حرکاتشان، خارج از اعتدال نباشد. برخود، تحمیل می‌کنند؛ شکیبایی می‌کنند و از اظهار سخنان ناشایست یا رفتارهایی که دال بر اضطراب نفس هست، اجتناب می‌کند؛

 

 

صبر خواص، صبر عباد و زهاد هست که در مسیر عبادت خدا و بندگی خدا صبر و تحمل می‌کند، تا اینکه به اجر اخروی دست پیدا کند؛

 

 

صبر اخصِ خواص، صبر عارفان است؛ عرض شد به اینکه اینها نه تنها تحمل می‌کنند، بلکه لذت هم  میبرند‌!.. التذاذ هم دارند‌؛ برایشان تحمل کردن رنج ها و مشکلات شیرین است. چراکه این را یک اختصاصی الهی به حساب می آورند؛ یک عنایت ویژه در مورد خود ارزیابی می‌کنند و برای اینها، صبر متحول می‌شود به شکر (درحقیقت)

و شکری که در تحمل مصیبتها و مشکلات برای آنها رقم می‌خورد، این شکر همان صبر است.

صبر، نحوه شکرگزاری از نعمتهاست:

_نعمت؛ گاهی خوشایند است که خب شکر متعارف را به دنبال دارد.

_یک وقت ناخوشایند است‌ بلا است. گرفتاری است. رنج و عذاب است‌‌ که شکر این همان، صبر است. صبر کردن برابر آنها؛ تحمل کردنٌ با لذت هم تحمل کردن، این به نوعی شکرگزاری است؛

(لذا برخلاف آنچه که در فضای معمولی گفته می‌شود انسان یا در نعمت است و شاکر یا در نقمت هست و صابر، دوحالت برای افراد تصور میشود(صبر و شکر) در مورد اینگونه افراد تماما شکر است. صبر معنا ندارد در برابر شکر.)

چون همانی هم که بلا هست و مصیبت هست و رنج و عذاب… برای این شخص نعمت است و برابر این نعمت شکر می‌کنند و شکر برابر اینگونه نعمت ها همان صبر است.

صبر به شکر متحول می‌شود…

این ذوق عرفانی است… این ذوق عارفان هست!… صبر اخص خواص است

و اینها هستند که رحمت خدا بر آن باد

اینها در دنیا و آخرت از رحمت ویژه الهی برخوردارند.

 

 

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف / فصل صبر