حضرت استاد رمضانی:

 

برخی از دوستان مراجعه می‌کنند که آقا مصیبتهایی، گرفتاریهایی دچار شدیم و… کذا کذا…؛ دستوری، فرمایشی بفرمایید؟

 

گفتم همین الان فرض کنید، در صحرای کربلا هستید؛ یک طرف بچه ها گرسنه، تشنه…

آنطرف دشمن… یک عده ای جلاد خونخوار و بی خدا و از خدا بی خبر…

هيچ پناهی ندارند، در این فضا هستید الان؟!

به جای حسین بن علی بودید چه کار می‌کردید؟!! یا حسین بن علی به جای شما بود. چه می‌کرد؟؟

یک مقداری جا به جا کنیم جاها را، ببینیم ما بودیم چه میکردیم؟ امام حسین جای ما بود، چه می‌کرد؟

یک مقداری در این مایه ها برویم اصلا از غم و غصه خودمون فراموش می‌کنیم…

اصلا میگوییم اینها اسوه اند، به این خاطر میگوییم اسوه اند؛

اسوه را می‌گویند الگو؛ غلط است!

اسوه یعنی آن حقیقتی که وقتی به آن نگاه کردی، از غم و غصه ی خودت فراموش شوی…

فراموش کنی که بر تو چه می‌گذرد…

از اسَی یا اسَوَ، مشتق است؛ یعنی اسوه آن کسی است که توسط او، مثلا تاسف و ناراحتی ما کم می‌شود؛ کاسته می‌شود؛ بس که می‌بینیم مصیبت‌های اونها عظمت دارد و بزرگ است.

دیگه مصیبت ما برابر مصیبت اونها چیزی نیست؛ قابل ذکر نیست

انسان خودش را با اولیای خدا مقایسه میکند، که آنها  در این مسیر چه کردند، برای رسیدن به حق، چه کردند و چقدر تحمل داشته اند، انسان از خودش خجالت می‌کشد!…

از اینکه صاف صاف، برود و دنبال راحتی بوده باشد و راحتی برای او بهتر بوده باشد تا ناراحتی، خجالت می‌کشد!..

همانطور که عرض کردیم، اسوه  معنایش اینست.

اگر آنها تلگویند، این نوع الگویند؛ نه آنکه بطور مطلق گفته شود  سرمشق.

 

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف \فصل صبر