صبر زهاد عباد  و قباد و ارباب حلم از جهت ثواب آخرت:

 

روزه می‌گیرد، صبر می‌کند؛ نماز می‌خواند، صبر می‌کند؛ شب بیدار می‌شود، با صبر و صبوری… حج می‌رود، جهاد می‌رود… و… اینها را با صبر و تحمل انجام می‌دهد و چشمش هم به  ثواب اخروی دوخته شده؛ که خدای تبارک و تعالی به او ثواب دهد، سیلگب و گلابی دهد؛ تنعمات بهشتی بدهد… در این محدوده است صبرش… ظاهر عابد و اهل تجارت و معامله گری

این،درجه بالاتری از مرحله اول (صبر عوام) میباشد. (به پست قبل مراجعه کنید)

نسبت به اینها خداوند میفرماید:

«انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب»

«خداوند به صابران آجر می‌دهد؛ کسانی که اهل کار بودند و صبور بودند»

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

اینها را خدای تبارک و تعالی اجرشان را می‌دهد. آجر آن تحملی که در نشئه دنیا بر اثر انجام اعمال عبادی داشتند.

 

 

 

صبر عارفان:

 

عارفان، لذت می‌برند!

عارفان از مکروهی که برایشان رخ داده لذت می‌برند! از اینکه ناخرسندی و ناخشنودی، یک امر غیر موافق با طبعشان پیش آمده، در پوست خود نمی‌گنجند.

می‌گویند شخصی پایش را خداوند گرفته بود، خیلی میگفت الحمدالله، شادمان بود…

به او گفتند چه طور است کسانی که پادارند آنقدر خوشحال نیستند شما که پایتان را گرفتند آنقدر شاکری؟!

گفت در این همه مردم و خلایق چند نفر هستند که خدا پایشان را گرفته؟ قطعا تک هستیم؛ این که خدای تبارک از میان این همه جمعیت من را انتخاب کرده، معلوم می‌شود مد نظر خدایم؛ مورد عنایت خدا قرار گرفته ام؛ چرا حمد نکنم؟!

خب این هم یک نوع دید است!.. یک نوع ارزیابی از مکروه است… عارف اینطوری است…

عارف وقتی یک فشاری در زندگی خودش احساس می‌کند بیشتر خوشحال می‌شود… احساس وابستگی به خدایش بیشتر می‌شود؛ می‌فهمد مورد عنایت است.

البلاء لولاء

بلا، مال اهل ولا است؛ مقربان

هر که در این دار مقرب تر است /جام بلا بیشترش میدهند

 

اینها شعر نیست… اینها افسانه نیست…

ببینید؛ در تاریخ نگاه کنید، اولیاء انبیا را ببینید… آب خوش از گلوی کدام یک پایین رفته؟!

هرکدام را تمرکز کنید…

ذکریا را ارّه گذاشتند، دو نیمش کردند!..

ابراهیم را در آتش انداختند

یحیی را کشتند…

کدام یک از اینها آب خوش از گلویش پایین رفت؟!

عیسی را به صلیب کشیدند.

 

البلاءللولا

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف