اولین مطلبی که خواجه نصیر در فصل صبر کتاب اوصاف الاشراف به آن اشاره می‌کند فرمایش حق تعالی است که میفرمایند:

اصبروا

دستور به صبر و شکیبایی

ان الله مع الصابرین

تعریفی که خواجه نسبت به صبر ارائه می‌کند اینست که انسان حبسِ نفْس داشته باشد؛ موقعی که مکروهی برای او رخ می‌دهد؛ موقعی که امر ناخوشایندی برای او رخ میده و زحمتی برای او رخ می‌دهد، ضبط نفس داشته باشد؛ حبس نفس داشته باشد. در سه مرحله و سه بُعد:

۱٫ مرتبه ی درون و باطن

مضطرب نشود؛ آرامش خودش را حفظ کند؛

۲٫ در مرتبه لفظ و سخن هم،. حرفهای ناجور، جزع و فزع وآه و ناله و کذا… نداشته باشه…

۳٫ کارهای خارج از طور متعارف هم نداشته باشد.

مشهد بودیم؛

خبر رسید که فرزند یکی از این آقایان را بازداشت کردند. حالا کار نداریم برای چه بازداشت کردند؛ آن پدرش نشسته بود، خبر که به او رسید، رنگش پرید؛ دستش را به محاسنش انداخت و همینطور می‌کند!

خب! آقاجان این حرکات چیست؟! نه نفْس خودش را ببازد؛ و باطن در او اضطراب و طوفان بوجود بیاید ونه در ظاهر و لفظ سخنی گفته بشود که دال بر جزع و فزع و ناله بوده باشد و نه حرکات دست و پا حکایت کند از آن اضطراب درونی و طرف کارهایی بکند که هر عاقلی که نگاه کند تقبیح کند که این چیه؟! چه حرکتی؟!

 

وقتی یک مکروهی رخ می‌دهد، یک امر ناخوشایندی برای انسان رخ می‌دهد و پیش میاد چه مربوط به دنیا و مال ثروتش باشد، فرزندش، خانه و خانواده و… خودش را نبازد؛ اضطراب درونی در او بوجود نیاید؛ الفاظ و حرکات ناموزون از او صادر نشود؛ این یعنی صبر!..

 

جناب خواجه پس از تعریف صبر،  به سه قسمت تقسیم می‌کند؛

۱٫صبر عوام و توده های مردم

۲٫صبر خواص؛ صبر کسانی که در مسیر سیرو سلوک هستن

۳٫و صبر کسانی که به مقصد رسیده اند و جزء اولیاء الله هستند؛

اینها با هم فرق می‌کند؛ فازهاشان باهم فرق می‌کند؛ همه را صبر میگوییم، اما هرکدام یک تعریف و اقتضایی دارد؛

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف