در کتاب اوصاف الاشراف در ادامه فصل رجا، چنین آمده:

 

«اما چون سالک به مرتبه ی معرفت رسد، رجاء او منفی شود(۱) به سبب آنکه دلند که هر چه بایسته است ساخته است(۲) و آنچه نساخته اند نبایست است(۳) و با این تصور(۴) اگر رجا باقی باشد عاید به جهل باشد به تمامی آنچه که در بایست و در نبایست باشد(۵) یا با شکایت از مسبب الاسباب جهت حرمان از مطلوب(۶)»

 

 

(۱)همانطور که قبلا عرض کردیم خوف، تا وقتی است که انسان به منزل نرسیده، به مقصد نرسیده، رجاء هم همینطور است، تا وقتی است لازم و مفید است که انسان به مقصد نرسیده، وقتی به مقصد رسید و به معرفت دست یافت، به معنی واقعی کلمه عارف شد، دیگه می‌داند چه می‌شود و چه نمی‌شود!.. بیخودی امید به چیزی که نمی‌شود ندارد و بیخودی ناامید از چیزی که قطعا متحقق می‌شود، نمی‌شود.

یعنی چه رجا، وقتی میدانی فلان امر قطعا محقق می‌شود… اینجا رجا یعنی چه؟!

وقتی میدانی قطعا  امر مخوف انجام نمی‌شود، خوف برای چه؟!..

انسان وقتی سر از وادی معرفت درآورد و متوجه شد چه می‌شود و چه نمی‌شود، خوف و رجاء از او رخت برمی بندد؛

مثل همان خوف و حزنی که قبلا گفتیم… (تا وقتی که انسان در مسیر است، خوف و حزن دارد؛ اما وقتی به مقصد رسید، هم خوف از او منتفی می‌شود و هم حزن؛ که الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولا یحزنون)

 

 

(۲)یعنی می‌داند هر چه باید بشود، می‌شود!

(۳)و آنی که انجام نشده و نمی‌شود، اصلا نباید انجام بشود؛

از چه بترسد؟!!.. از که خوف داشته باشد؟!!.. و به چه امیدوار باشد؟!!.. خب چیزی که نمیخواد بشود نمی‌شود؛ و چیزی هم که میخواد بشود، می‌شود… خوف و رجا معنا ندارد…

 

 

(۴)یعنی کسی که اینطور  تصور دارد

(۵)یعنی کسی که می‌داند فلان امر حاصل است و فلان امر حاصل نیست، نباید راجی بوده باشد؛ اما مع ذلک اگر باقی بوده باشد، معلوم است که جاهل است… حالیش نیست… عارف نیست…

جهل به چه؟

جهل دارد که بالاخره چه باید باشد و چه نباید باشد…

جاهل است، حال آنکه عرض کردیم عارف است و می‌داند!

 

 

(۶) یا به جهت این است که شاکی است؛

وقتی می‌داند که نمی‌شود، باز دومرتبه دارد رجاء را اعمال می‌کند، پس  معلوم می‌شود که به مسبب الاسباب دارد  شکایت می‌کند! (ما امید داشتیم که فلان کار بشود) خب یعنی چه! آقا نمی‌شود! وقتی نمی‌شود چرا رجاء داری؟!! وقتی میدانی نمی‌شود رجا معنی ندارد!!! لذا می‌شود شکایت!

شکایت از که و به که؟!!

شکایت از خدا!! و به خدا!!!

 

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف /رجا