سالک هم خوف را و هم حزن را لازم دارد…

_تا چه زمانی؟

_تا موقعی که به هدف نرسد اینجوری است؛ خائف است؛

اما وقتی به مقصد رسید، مخصوصا به مقام رضا نائل گشت، خوفی نخواهد داشت؛ احساس امنیت می‌کند… در امنیت قرار می‌گیرد؛ چون بناست که او طبق وظیفه آنچه را که در توانش هست عمل کند و انجام دهد و خدای تبارک و تعالی هم براساس آنچه که حکمت و مصلحتش ایجاب می‌کند برای او مقدر کند.

این شخص تا جایی که در توانش هست کوتاهی نمی‌کند و خدای تبارک و تعالی هم، اینطور نیست که برخلاف حکمت و مصلحت کاری را برای او رقم بزند؛ لذا خوف دیگه در کار نیست. همانطور که دیگه حزن در کار نیست؛ چون گذشته اش طبق وظیفه عمل کرده و خدای تبارک وتعالی هم به بهترین وجه او را اداره کرده است. در آینده هم باز طبق وظیفه عمل می‌کند و خدای تبارک و تعالی باز همینطور بر اساس حکمت و مصلحت اموری را برای او رقم خواهد زد.

حزن برای چه؟ خوف برای چه؟ کسی که به مقام رضا دست یافته و راضی به رضای الهی هست از هیچ امری احساس نگرانی نخواهد داشت؛ چون جزء اولیای الهی شده؛

ولّیِ خدا اینگونه است…

از هیچ چیز خوف ندارد…

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف