«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»

 

در آیه ۵۳ سوره مبارکه زمر، نسبت به امیدواری و قطع امید اینطور میفرماید که کافر ناامید است؛ تو که مومنی باید امیدوار بوده باشی.

و بعد در عین حال به همین مومن می‌گوید، مبادا احساس امنیت بکنی!مبادا!به خودت و افکار خودت، به اعمال خودت متکی بوده باشی و  مغرور بگویی دیگه کار تمام است…

خیر!..

نپنداری که گشته پخته خامی

به هر گامی تمام و ناتمامی

هرجایی که هستی، در هر مرحله ای از سیر که هستی، به اعتبار مراحل گذشته ممکن است بگوییم پخته ای؛ اما نسبت به آنچه که در پیش داری ناتمامی… (به هر گامی، تمام و ناتمامی) (به اعتبار ماسبق، تمام و به اعتبار ما سیئته ناتمام)

احساس امنیت نباید باشد که؛ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ ۚ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ

اینجا بحث خسران است.

همینقدرکه احساس امنیت کرد، خودش را رها می‌کند. رها کردن همان و خسران و ضرر کردن همان‌!

 

کلام در این است که انسان باید خوفش را مدیریت کند؛ همان خوفی را که گفتیم تازیانه است و انسان را برمی انگیزاند که مبادا رودست بخورد، این را باید مدیریت کند.به نا امیدی منتهی نشود. کار را به نا امیدی منتهی نکند. انسان باید رجاء داشته باشد؛ امیدواربوده باشد.

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف