باید مدیریت کرد… خوف را…

 

مدیریت خوف به این است که تا آن اندازه ای بترسیم که مواظب بوده باشیم، مبادا رودست بخوریم…

حرکت کنیم، سیر داشته باشیم، فعالیت داشته باشیم، اما ترسان از اینکه مبادا شیطان پشت ما را خاک کند یا از نفس سیلی بخوریم…

درعین سلوک و حرکت، مواظبت اینطوری داشته باشیم…

نه اینکه خوف موجب این شود که انسان قطع امید کند؛

مثلش اینست که انسان از ترس اینکه مبادا حریف پشتش را به زمین بزند، اصلا وارد میدان مسابقه نشود… وارد مسابقه و مجاهده پرهیز کند که مبادا مغلوب شود…

اگر ترس از غلبه خصم، ما را به ترک مبارزه بکشاند، این یعنی افراط؛ افراط در خوف.

خوف باید به اندازه ای در ما باشد که امید را نکشد… امید را در دل ما نمی اند…

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف