پس از طرح مباحث مربوط به خوف و حزن، از جهت آنکه گاهی اوقات، خوف از حد خودش تجاوز می‌کند و شخص را به نا امیدی می‌کشاند، طرح مباحث مربوط به رجاء مناسب هست؛

 

پس از تفکر، خوف و حزن مطرح شد؛

گفتیم تفکر، سیر است؛ حرکت است و حرکت و سیر مقاطعی دارد. آغازی دارد. انجامی دارد؛ مراحل میانی دارد…

نسبت به سابق و مراحل میانی محزون می‌شود و نسبت به آینده خائف می‌شود…

و این خوف و حزن، برای اینکه فرصت های آینده از دست نرود و قدر بداند لازم هست.

 

الان هم از آن جهت که خوف ممکن هست از آن درجه ی اعتدال به افراط بکشاند و مبدل به ناامیدی شود، لذا لازم هست که پس از طرح مباحث مربوطه به خوف، بحث رجاء را پيش بکشد و اعتدال را در ما ابقاء کند یا موجب بشود که ما معتدل باشیم.

 

 

در منزل ادب، که خواجه عبدالله انصاری، در منازل السایر ین مطرح کرده، میفرماید که:

ادب یعنی حدِّ هرچیزی… یعنی اعتدال… یعنی دوری از افراط و تفریط… و بعد میفرماید:

در درجه نخست ادب که انسان باید حد هر چیزی را نگه دارد، مطالبی را مطرح می‌کند و در درجه بعد میفرماید که ادب اقتضای اینست که این خوف را مدیریت کند. و همچنین رجاء را مدیریت کنیم و حد اینها را بشناسیم و نگاه داریم…

مدیریت خوف به این است که مبادا این خوف ما را به ناامیدی بکشاند…

مدیریت رجاء، به این است که مواظب باشیم که مبادا رجاء ما را به گستاخی و احساس امنیت برساند. کار به اینجا کشیده شود که انسان، خود را  از مکر خدا در امان بداند و احساس غرور به او دست دهد.

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف