خاطره ای از حضرت استاد رمضانی:

 

 

از طرف برخی مراکز فرهنگی، مجلس بزرگداشتی برای حضرت علامه حسن زاده در مشهد برگزار کرده بودند؛

(درمشهد، جایگاهی که میدانید از نظر جریان‌های تفکیکی چه جایگاهی است… )

و ما (حضرت استاد رمضانی) به عنوان سخنران در آن مجلس حاضر بودیم.

قبل از آنکه به آن مجلس برویم(ظاهرا شب قبلش) در عالم رویا دیدم که ایشان عصا به دست با پای برهنه، به این محفل در حال آمدن است و این جمله را بر زبان جاری کرد که: این آقایان چه می‌فرمایند!؟ ما که فانی در ولایت ایم… ما که فانی در اهل بیت عصمت و طهارت ایم… اینها چه می‌فرمایند؟!… و به طرف این مجلس می آمد…

و پس از این رویا، در همان جلسه، خدمت عزیزان عرض کردم که این شخصی که برای دانیال نبی اونجور خود را به زحمت انداخت( مطلب قبل خوانده شود؛)

دانیال نبی کیست؟ شعاعی ازشعاع حقیقت محمد صلی الله علیه و آله و سلم؛ و امام رضا “نفس پیغمبر اکرم “است؛ نه شعاع این نور…

بالاخره  خلیفه رسول  خداست؛ خلیفه متصف به صفات مستخلف است؛ لذا کسی که برای دانیال نبی اونجور خود را به زحمت میندازد و حریم میگیرد، برای امام رضا علیه السلام، صدچندان، بلکه هزار چندان، حریم می‌گیرد.

این انسان، انسان کامل را می‌شناسد… امام را می‌شناسد…

آنوقت انسان، این آدم را متهم کند به اینکه برخلاف ائمه معصومین هستند؟!! برخلاف اهل بیت معصومین هستند؟!!!

چقدرانسان باید خام باشد که این حرفها را باورش شود!!! چقدر از حقایق دور بوده باشد که باورش شود!!!

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف