رهبت؛ نزدیک به معنای خشیت معنا می‌شود.

راهب که می‌گویند؛ کسی که در ” دیر” از غیر فاصله می‌گیرد و مشغول عبادت می‌شود، با توجه به آن معرفتی که دارد، می‌داند در جمع که باشد، آنطور که باید مودب به آداب باشد، نمی‌تواند، لذا از جمع فاصله می‌گیرد و دیری را انتخاب می‌کند و در دیر مشغول عبادت می‌شود. (راهب می‌شود.)

 

راهب از اینکه دنیا بر او غلبه کند، لذت‌های دنیا بر او غلبه کند، و او را از راه خدا با بدارد، یک حالت رهبت و خوفی به او دست می‌دهد؛ لذا فاصله می‌گیرد؛ از اغیار…

او خوف این را دارد که دیگران او را مبتلا کنند و معتاد به خودشان کنند و از محبوب باز بماند؛ لذا تحمیل هایی زیاد برخودش می‌کند…

راهب کسی است که بر خودش یکسری تحمیل هایی را دارد؛ یکسری واجبات را برخودش قرار میدهد.

 

«وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ» در قرآن اشاره به این دارد؛ (سوره مبارکه حدید، آیه ۲۷)

اینها یک رهبانیت دارند؛ از پیش خود یکسری احکامی را فقط و فقط برای ابتغاءرضوان الله ‌؛ برای جلب رضایت خدا اینکار را می‌کنند.

چیزهایی را برخود واجب می‌کنند که خدا واجب نکرده… بر اثر همان خوف… و راهب می‌شوند و جمعشان “رُهبان” می‌شود.  و اصل کار رهبانیت است.

رهبانیت با فتح “ر” مصدر هست و رُهبان جمع راهب.

خداوند تعالی در آیه ذکر شده، این امر را مورد نکوهش قرار نمی‌دهد؛ که چرا شما بر خود تحمیل کردید و واجب کردید چیزی را که خدا واجب نکرده؛ (محکوم نمی‌کند)

 

قرآن چه را محکوم می‌کند؟

«فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها»  این را محکوم می‌کند که رعایت نکردید…

یک سری اموری را برای جلب رضایت خدا تحمیل کردید و ما واجب نکرده بودیم و خودتان برخودتان واجب کردید و آن را هم مراعات نکردید.

آنی که مورد مواخذه قرار گرفته، عدم مراعات است؛نه اصل رهبانیت.

 

البته ما برخی  رهبانیت ها را محکوم میکنیم. با تعالیم قرآن؛ آن کسی که از جامعه فاصله بگیرد و تکالیف خود راانجام ندهد. از زن و فرزند و مردم فاصله بگیرد  و اصلا تکالیف خود را نسبت به این هااز یاد ببرد… اینها محکوم است و در دین اسلام رهبانیت به این معنا نداریم.

اما اگر کسی رهبانیت داشته و در جایی به خلوت بپردازد، منتها خلوت او هیچگاه مزاحم این نبوده باشد که وظایف اجتماعی و خانواده را انجام دهد؛ این اشکالی ندارد… براساس خوف یکسری امور  را برخود تحمیل می‌کند.

 

 

«رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ»

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف