در برخی از خوابها، برخی از ائمه علیه السلام، از جمله حضرت امام رضا علیه السلام به حضرت علامه حسن زاده فرموده بودند که شما کمتر خود را به ما نشان می‌دهید.
اشاره به این قضیه دارد که خودش را بیشتر پنهان می‌کند، تا اینکه در معرض دید انسان کامل قرار دهد؛
تا جایی که ممکن است حریم می‌گیرند…

 

 

 

یک موقعی حضرت علامه میفرمودند که دلم می‌خواهد از همینجا ( قم) ، عبا را کنار بگذارم، قبا را کنار بگذارم، عمامه را کنار بگذارم؛ یک پیراهن بلند سفید عربی تن کنم… یک کلاه بوقی به سر کنم و عصایی دستم بگیرم و از همینجا پیاده به طرف مشهد بروم…

و نزدیک های مشهد ابا داشته باشم که نزدیک بروم و یک ریسمان به گردن من بیندازند و مرا به بقعه بکشانند… و من به از اینور به عقب بکشم و از آنطرف آنها مرا به بقعه بکشانند… و بعد هم کنار ضریح بروم و همانجا جان بدهم!.. دیگر بلند نشوم…

این زیارت به دل من می‌نشیند… این زیارت به دلم میچسبد…

 

 

خب این یک نوع معرفت است؛ یک نوع شناخت هست…

حالا افراد به طور طبیعی معمولی و با شناخت متعارف می روند و خیلی هم راحت اند… گمان می‌کنند که اصل زیارت اینست!
نخیر! بالاخره قرب انسان کامل، شناخت انسان کامل اقتضائاتی دارد که انسان باید طبق فهم و شناخت او و معرفتی که داره طبق اقتضائات جوری عمل بکند که مطمئن بشود سوء ادبی از او سر نزده نگرفته..

حضرت علامه میفرمودند نفس حضور ما در محضر اینها سوء ادب است…

حالا برخی از نادان این خبر را شنیده بودند و… (هر کسی از ظن خود شد یار من) و منتشر کرده بودند که ایشان به زیارت امام رضا علیه السلام نمی‌روند و معتقد است ایشان ولی مرده است و من ولی زنده!!! و هیچ گاه ولی زنده به زیارت ولی مرده نمی‌رود…

 

از من(حضرت استاد رمضانی ) پرسیدند که آقا چنین فرمایشی فرمودند!؟
نفس این سوال غلط است‌!
چطور به خودتان اجازه میدهید به کسی که فانی در ولایت است و فانی در محبت است… راهی جز راه انسان کامل برای تکامل انسان به رسمیت نمی‌شناسد و اینقدر ادب حضور دارد… آنقدر در زحمت است که بخواهد خودش را نشان دهد متهم میکنید به اینکه میگوید من ولی زنده هستم!.. این چه مزخرفی است که به ذهنتان اجازه میدهید خطور کند؟!! و به زبان اجازه میدهید جاری کند؟!!..

 

 

 

بیانات حضرت استاد رمضانی / در شرح کتاب اوصاف الاشراف.