جناب خواجه نصیر در ادامه فصل خوف و حزن چنین میفرماید که:

«و هر امر که در این مقام به سبب زوال این خوف بود (۱) مقتضی هلاک باشد.»(۲)

(۱)هر امری باعث می‌شود، خوف از دل برود
(۲)مقتضی هلاکت است

فقط و فقط قوم خاسر و زیانکار هست که احساس امنیت می‌کند. اینها ضرر کردند…

 

أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ ۚ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ ( سوره مبارکه اعراف . آیه۹۹)

آیا از مکر خدا (یعنی آزمایش و مجازات خدا) غافل و ایمن گردیده‌اند؟ که از آن مکر و انتقام البته کسی غافل نشود مگر مردم زیانکار.

 

 

کسی که احساس امنیت می کند و خودش را به آب و آتش می زند؛ نه دردی احساس می کند و نه سوزشی؛ این فرد با بدن آش و لاش بر میگردد خانه… وقتی از خانه بیرون میرود، نه از ماشین و نه از وسایل نقلیه پرهیز می کند و نه هیچ حادثه ای براش مهم نیست که پیش بیاد چون احساس درد ندارد وقتی که برگردد خانه با یک بدن متلاشی شده…

این را  از عالم صورت به عالم معنا  توسعه اش بدهید؛

آن کسی که احساس امنیت داشته باشد, نه خوفی نسبت به آینده و نه حزنی نسبت به گذشته داشته باشد؛ این یک آدم بی خیال خواهد بود؛ ضرر کار یعنی این!

خاسر یعنی این!

بیچاره بدبخت ورشکسته یعنی این!..

کسانی که از مکر خدا احساس امنیت می کنند یا کسانی که احساس امنیت می کنند, چیزی نیستند جز قوم خاسر…؛ یعنی احساس امنیت در خسران خلاصه میشود، احساس امنیت در زیان کاری خلاصه میشود…