خواجه نصیر در فصل سوم از باب سوم کتاب شریف اوصاف الاشراف چنین میفرماید:

 

«خوف و حزن در باب سلوک از فایدتی خالی نباشد؛ چه(۱) حزن اگر به سبب ارتکاب معاصی باشد(۲) یا به سبب فوات مدت گذشته (۳)در عطلت از عبادت(۴) یا در ترک سیر در طریق کمال منقضی تصمیم عزم توبه باشد(۵) و خوف اگر از سبب ارتکاب گناه و نقصان و نرسیدن به درجه ابرار باشد موجب جهد نمودن در اکتساب خیرات و مبادرت در سلوک طریق کمال باشد(۶).  «ذلکَ یُخَوف ُ اللّهُ به عِبادَه» (۷)

 

(۱)استدلال؛

چه =چراکه ؛ زیرا

(۲)انسان محزون است چون گناه کرده است

(۳) یعنی زمان را از دست داده؛

(۴)زمانی را که باید به عبادت می‌گذراند به ترک عبادت یا تعطیلی آن گذرانده

(۵) یا اینکه سیرو سلوکی که  طریق کمال است، راه رفتن در مسیر کمال است، ترک کرده؛ تازه فهمیده؛ قبلا سیرو سلوک را نمیفهمید… محزون است که چرا زودتر نفهمیدم… چرا قبلا که فرصت بود و جوان بودیم و نشاط بود، نفهمیدیم…

و این می‌شود، توبه!

در حقیقت باز گشت حزن، به توبه است.

 

صمیم عزم؛ یعنی واقعی توبه کرده باشد.

(قبلا اشاره شد) توبه دو مقوم دارد: یکی پشیمانی و ندامت از آنچه گذشته و؛ دوم، عزم برترک

خب حزن هم همین هست.

 

(۶)خوف موجب می‌شود انسان کوشش کند، احتیاط کند، زحمت بکشد که گذشته را با تغییر مسیر ممتاز کند؛

اگر گذشت و رفت و غافل بودیم… دیگر نباشیم…

اگر گذشت و رفت و مسیر حرکت به سوی کمال نبودیم و توجه نداشتیم، الان دیگر حرکت به سمت کمال داریم‌؛ غافل نیستیم؛ متوجه ایم…

و خوف این را بوجود آورده است

 

 

(۷)سوره مبارکه زمر. آیه ۱۶

خداوند با امر و نهی با این دستورات، در عباد، ایجاد خوف می‌کند و این خوف موجب می‌شود که بندگان کاری را که باید بکنند، انجام دهند؛ نه اینکه این دست، اون دست کنن… و از فعالیت باز بایستند.

 

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف