ما از خصوصیات متوجه می‌شویم که فلانی کی هست؛ چی هست.

اگر خصوصیات انسان مانند، خصوصیات حیوان است، خب نامیدن به نام انسان، یک تعارف است!.. حقیقت نیست… مجاز است… مجازا انسان اند؛ اما حقیقتا حیوانند…

بلکه بنابر تعبیر قرآن ” بَلْ هُمْ أَضَلُّ”

«أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (سوره مبارکه فرقان. آیه ۴۴)

آنها از حیوانات هم گمراه تر هستند!

چون حیوان، از اسمش معلوم است، حیوان است؛ اما انسان عقل دارد؛ فهم دارد‌؛ از او توقع هست، با همه امکاناتی که در اختیارش است…

با همه ی این امکانات می‌بینیم اعمال او، خصوصیات او ، اوضاع او شبیه به حیوان است!!!

همی ندارد غیر از آنچه که مورد اهتمام حیوانات هست!!!

خب یک عمر اینطور زندگی کرده است، حالا متوجه می‌شود؛ حزن به او دست می‌دهد؛ این چه کاری بود!؟ آخه آدم هستیم ما؟!

و این ایجاب می‌کند که انسان توبه کند؛ از آنچه در آن غرق بود و میلولید خود را بیرون کشد و نجات دهد…

این فایده حزن هست، موجب پرهیز از نقصان است؛ موجب رسیدن به کمال است…

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف