حضرت استاد رمضانی:

 

داستان جناب آیت الله محمد تقی آملی  استاد ِ استادِ ما علامه حسن زاده آملی حفظه الله  را نقل میکنم

ایشان شخصی بود که هر وقت خدمت ایشان تشرف حاصل پیدا میکردیم  یکپارچه نور بود!…یکپارچه عظمت بود…یکپارچه معنویت بود… هیچ گاه از دنبا و مافیها و مسائل مربوط به انانیت و منیت خبری نبود…

ایشان میفرمود بر اساس دستوری که از آیت الله قاضی داشتند, برای تشرف و زیارت به خدمت به ولیعصر عجل الله تعالی فرجه شریف در مسجد سهله مشغول به آن عمل شدند؛

در شبهای آخر بود که تحولی در او پدید آمد و احساس کرد که ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف به طرف او می آید, چنان خشیت و خوفی بر او عارض شد که دید دیگر نمی تواند تحمل کند؛

خطاب به حضرت عجل الله تعالی فرجه شریف فرمود که تو را به جدت فاطمه زهرا جلو نیا که تحملش را ندارم؛

این آدم که دستور گرفته و کارکرده و با این آمادگی این حالت در او بوجود میاید و آن عظمت در دید او این حالت را بوجود می آورد…

 

 

 

به نقل از حضرت استاد رمضانی .  شرح کتاب اوصاف الاشراف