خشیت مبتنی بر علم است… مبتنی بر معرفت است…

«إِنَّمَا یخْشَی اللّه مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» ( سوره مبارکه فاطر, آیه ۱۳۷)

 

 

یک زمانی جایی صحبت بود, بعضی آدمها وقتی با کسی صحبت میکنند یک حالت لرزش و اضطراب بر اونها حاکم هست؛ بک نحو هبمان بر آنها حاکم میشود؛

طرف خیلی مغرور بود؛ اگر سخن به میان میامد اگر هم نصیحتی میکرد, صحبتی میکرد, همیشه خود را نشان میداد؛ بر اثر خودنمایی…

به ایشان عرض کردیم و ایشان گفت: اما من ( به همین صورت!) اگر من خدمت امام زمان هم که برسم نه ترسی دارم؛ نه لرزی ؛ نه خوفی…  اگر من خدمت او برسم خیلی راحت, خودمانی و ترسی از او ندارم!

 

داستان مثنوی را برای او عرض کردم:

گفتم روستایی گاوی در طویله داشت؛ بی خبر بود که شیر آمده و گاو را خورده و به جای او جا خوش کرده

به طویله رفت و تاریک بود و از چیزی خبر نداشت به طویله میآید و دست به شیر میکشد دست به سر این شیر میکشد دست به پشت او میکشد و ناز و نوازشش میکند که ای گاو خوش آب و علف خودم… ای گاو شیرده خودم… آب و علوفه برایش میگذارد و می رود

و فردا که میاید چشمش به شیر میفتد میفهمد که چه خبره!.. متوجه میشود که دیشب دست به پشت شیر کشیده…

از خوف ماسبق جان به جان آفرین تسلیم میکند…

 

گفتم دوست من دو حالت هست؛ یک نفر نادان, بی التفات؛ بی معرفت… چه میفهمد چه خبر است!نمیداند!… اما اگر بفهمد، متوجه میشود باید برابر او شکست ؛ برابر او خوف و رعب و  خشیت داشت…

این هنر نیست که انسان جاهل بوده باشد و از روی جاهلیت بگوبد بله من هیچ خوفی ندارم

خوف مبتنی بر علم ( خشیت) ریشه در علم و معرفت دارد