کسی که تا کنون طبق وظیفه عمل کرده و فروگذار نکرده و جز اولیا الله شده است؛  صریح آیه قرآن میفرماید که: «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»

چون تا جایی که یادش می آید طبق وظیفه عمل کرده و چیزی فرو گذار نکرده است.

گرچه  می گوید «ماعرفنا حق معرفتک»؛ و گرچه  می گوید «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ »؛ اما در عین حال باز این جهت ولی خدا محفوظ است که در حالتی طبق وظیفه عمل کرده است.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به وظایفش، مگر کوتاهی کرد؟! قطعا نه ! اما در عین حال  میفرماید: «ماعرفنا حق معرفتک» «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ »

 

جمع بین این دو برای انسان کامل برای ولی خدا ممکن است. در عین اینکه عمل به وظیفه می کند باز می گوید «ماعرفنا » «مَا عَبَدْنَاكَ»نه معرفتمان آنطوری است که مناسب با تو و منسجم با تو باشد و نه عبادت ما لایق درگاه تو… اما ما در حد توان خود کوشش می کنیم؛ لذا  نسبت به گذشته حزنی ندارد . نسبت به آینده هم اگر طبق گذشته پیش برود هیچ خوفی ندارد؛ چون در هر حالتی طبق وظیفه عمل می کند.

 

در روایات است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یک بار هم نگفت ای کاش …! “لیت و لعل” درکار انسان کامل راه ندارد.

ای کاش برای چه کسی مناسب است که فرصت ها را از دست داده و اونطور که باید عمل کند،عمل نکرده… (ای کاش اونطوری بشود یا امید اینکه اینطور بشود) این ها چیزی نیست که از انسان کامل صادر بشود؛ چون نه گذشته اش تلف شده است که بگوید ای کاش؛ و نه از آینده خوفی دارد که نسبت به آن امید ببندد به آن معنای منفی اش در هر حال انجام وظیفه می کند و لو راحت است.

 

 

 

 

شرح کتاب اوصاف الاشراف. فصل سوم از باب سوم. خوف و حزن