فناء فی الله (که عارف می‌خواهد) چه هست؟

 

پاسخ حضرت استاد رمضانی :

یک بیان تمثیلی مطرح میکنم و از این بیان هرچه توانستیم تبیین کنیم و شما گرفتید، همان است… از این بیشتر نمی‌شود…

یک ذغال سرد را در نظر بگیرید که سیاه است و سرد؛ این ذغال سیاه و سرد، در مجاورت با آتش کم کم ، سردی اش مبدل به گرمی می‌شود؛ و بعد کم کم داغ می‌شود و پس از اینکه به آخرین درجه داغی رسید، یک نقطه ی قرمز در او به وجود می‌آید و بعد از اینکه این نقطه قرمز در او بوجود آمد بر اثر استمرار توسعه پیدا می‌کند… و توسعه پیدا می‌کند… و سر تا پای این ذغال را می‌بینیم آتش تشکیل می‌دهد و یکپارچه آتش می‌شود.

ددیگر نه سیاهی از او باقی میماند و نه سردی… اینجا می‌گوییم ذغال فانی در آتش شد…

دیگر این را نمی‌شود گفت ذغال؛ بلکه آتش است و اگر باور نداری دستت را نزدیک کن؛ قبلش ذغال را در دستت میگرفتی

الان میتوانی در دستت بگیری؟!

انسان هم با سیر و سلوک الی الله و استمرار این سیر و دوام این سیر، یک روز متوجه و  ده روز غافل نه!

لحظه به لحظه… به صورت دوام و استمرار… چله! یک چله… گاهی پیش می‌آید طرف باید استمرا داشته باشد تا به یک جایی برسد… یک نقطه ای در او به وجود بیاید و داغ شود و بعد آتش بگیرد و بعد شعله ور شود و یکپارچه بشود خدا!..

 

 «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً» ( آیه۲۱ سوره مبارکه انسان)

در روایت امام صادق علیه السلام هست  « ای یطهرکم شی من کل سوالله»

شراب طهور آن شرابی هست که وقتی که خدای تبارک و تعالی به او می‌نوشند، چیزی در او باقی نمی‌گذارد الا خدا را…

یعنی همه چیز او فانی لله می‌شود و همه چیز او می‌شود خدا…

نگاه او، نگاه خدایی است… گوش او، شنیدنش شنیدن خدایی است‌ حرف که می‌زند، حرف خداست…

روح او خداست…

جسم او خداست…

همه چیز سرتا پا فانی در خداست…

مقدس! پاک!..

شما اگر به خدمت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برسید، چه می‌کنید؟ چه معامله ای با آن حضرت خواهید داشت؟

عبد عبد عبد!..

او آینه ی تمام نمای خداست…

سر تاپایش خداست… به عضو عضو… به موی بدن او… عنصر عنصر وجود او تبرک میکنید، چون از خودش نیست؛ او فانی لله است؛ او باقی بالله است… اصلا او خدا نماست! با این انسانهای معمولی فرق می‌کند. با موجودات دیگر فرق می‌کند…

درست است همه موجودات مخلوق خدایند و ساخته او؛ اما او ارتباط ویژه دارد، مثل ذغالی که سرتاپای در آتش… با ذغال های دیگر زمین تا آسمان فرق میکند

او انسان کامل است و هم ختمی؛ علمش علم خداست… سخنش سخن خداست…

این یعنی فنا!

درست است در کنار ما و با ما است اما حساب دیگری دارد… تجلی اوصاف کمال حق

ما هم اگر در مسیر او بوده باشیم و تقرب به او بجوییم و به اندازه استعدادمان و قابلیت خود سعی و کوشش داشته باشیم، بهره ای از آن نصیب ما میشود؛ درجه ای از فنا، بهره ای از فنا برای شخص مستعد حاصل میشود.

ان شاالله که در ما هم یک تطوری صورت گیرد

گوشه ای از جان ما آتش گیرد و توسعه پیدا کنیم و یکپارچه خدا شویم… ان شااالله… مقصد اینست…

 

 

بیانات حضرت استاد رمضانی در شرح کتاب اوصاف الاشراف