قرآن میفرماید: «فلینظر الانسان الی الطعام» انسان به طعامش نگاه می‌کند…

بر غذا خوردنش تمرکز می‌کند و ریز می‌شود… نظر مجتهدانه می‌کند…

نه نگاه فیزیکی صرف!.

بعضی ها به نگاه فیزیکی صرف منصرف کردند و گفتند نگاه صرف به غذا باعث می‌شود، هضمش خوب صورت بگیرد؛ جذب خوب می‌شود و… و رشد خوب صورت می‌گیرد…

درست مثل همانی که در مورد روزه میگویند که انسان را سلامت می‌کند  و روزه خلاصه در صحت بدن شده؛

چه ارزیابی ناچیزی!!!

روزه اصلش لعلکم تتقون است؛

جان روزه تقواست و ان الله یحبون متقین است…

دروغ نیست که روزه باعث سلامت است؛ اما کف روزه اینست… مرحله بسیار پایین روزه است…

درا ین آیه هم( نگاه کنید جذب غذا خوب صورت بگیرد) این  تفسیر، به جنبه حیوانیت میفتد…

باید آیات را خوب معنا کرد…

فلینظر الانسان الی طعام

انسان باید نگاه کند به طعامش!…

طعام جسمش…

طعام روحش،…

 

طعام جسمش از کجا شروع شد، به کجا منتهی شد!؟

از چه مرحله ای سیر کرد به او رسید!؟

از اینجا به بعدش تا هضم و جذب چه می‌گذراند؟! چه خبر داریم؟! چه می‌دانیم؟!

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

فلنظر الانسان، در بعد طعام جسمانی یعنی این…

 

در بعد علم و معرفت هم همین؛ یک نطفه، تطور کرده،. بعد هم جنین شده؛ لا تعلمون شیئا بوده؛ هیچ چیز نمی‌دانسته… حالا شده علامه!

چه شد؟! چطور شد؟! قلم دست می‌گیرد، می‌نویسد!…

می‌خواند، ابتکار به خرج می‌دهد… کی؟ چی؟ همانی که یک قطره آب بود…

نطفه بود…

خوب نباید از کنار این با دقت عبور کرد؟!! مطالعه کرد؟! برابر این نظام خشوع خضوع پیدا کر؟!