خواجه نصیر، در مورد آیات انفسی چنین میفرماید:

«و اما آیات انفس(۱) و آن معرفت ابدان و انس است(۳) و آن معلوم شود به علم تشریح.(۳)و آن معلوم شود به علم اعضای مفرده(۴) که عبارتند از عظام…»

 

(۱)برابر آیات آفاقی

(۲) اینست که انسان هم بدنش را خوب بشناسد و هم نفس خودش را خوب بشناسد؛

(۳) تشریح را باید خواند؛ یکسری به سالن‌های تشریح زد؛ قبلا با اشکال سرو کار داشتیم و معرفت با آنها حاصل میشد؛ الان سالن‌های تشریح هست؛ جسد ها مورد مطالعه قرار می‌گیرد؛ اعضا، و جنازه هایی که مثلا مومن نیستند؛ محترم به حساب نمی‌آیند؛

یکبار به سالن تشریح دانشگاه سمنان رفتیم، آنجا جسد هایی از اعدامی های بی کس و کار، مثلا سر مرز درگیری شده بود؛ چند نفر منافق و… کشته شده بودند، اینها را به سالن تشریح آوردند؛ اول در یک موادی شش ماه، کمتر یا بیشتر، خیس میشد؛ حالت پلاستیک پیدامیکرد و بعد اینها را می‌بریدند و تشریح می‌کردند و تبیین می‌کردند؛ دختر و پسر، دانشجویان مربوطه بر اساس تخصص خودشان با اینها آشنا می‌شدند.

حالا لازم هم نیست آنجا رفت؛ بلکه کتاب‌ها، فیلم هایی مستند و مفید در این موضوع ساخته شده؛ اینها را انسان بخواند و معرفت خود را بالا ببرد؛

 

(۴) یعنی اعضای غیر مرکب مثل استخوان‌ها، عضلات، اعصاب… عروق…

مثلا استخوان ساعد؛ استخوان بازو، اینها جزء اعضای مرکب فهرست شده است؛

همه ی اینها مرکب اند؛ نسبت به هم میسنجیم می‌گوییم مرکب و مفرد؛ همه مرکب اند؛ این هیکل از مولکول‌ها تشکیل شده؛ مولکول‌ها از ذرات تشکیل شده؛ و… فواصلی هم که بین اینها هست، الکترون ها و فضای مرکزی، را بگیرند، چیزی از این هیکل باقی نمی‌ماند؛

کره زمین را اگر الکترون‌ها و فواصل را از آن بگیرند، با این عظمتش چیزی از آن باقی نمی ماند؛ به اندازه ی یک دانه ارزن در می‌آید… فاصله ها حجیمش کرده…

دست قدرت الهی اجزای مایل به تفرق را جمع کرده، به اینصورت درآورده؛ این شده آدم‌! آن یکی شده…

الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ

پس به این نگاه همه مرکب میشو ند؛ اما از این بگذریم یکی بسیط تر است نسبت به دیگری…