تفکر در آیات آفاقی مبدأ سیر سالک است؛

در بیان اطلاع آفاقی، در قسم افلاک، سیارات این منظومه ،وسیارات در سایر منظومه ها، کواکب، حرکات این ها ، آثار این ها ، خواصی که بر این ها مترتب هست، مشارکاتی که در اینها است؛ مبایناتی که در این ها است… در چه جهتی این ها باهم شریک اند؛

در چه جهتی از هم متباین هستند؟ و برخی از این ها حرکتشان از شرق به غرب است و بعضی هاشون از غرب به شرق است؛

بعضی هاشان حرکت های نوسانی دارند؛

گاهی از اوقات، انسان از دور این ها را نگاه می کند؛ در وسط مقیم اند ساکن اند؛

پس از مدتی اینها از شرق به غرب به راه می افتند… از غرب به شرق…

مثلا اگر از غرب به شرق باشد، می گویند در حالت استقامت اند

اگر از شرق به غرب باشه می گویند در حال رجعت اند؛ رجوع دارند…

که قرآن از این ها تعبیر کرده به  «الْجَوارِ الْكُنَّسِ»

از دور شما یک شخصی را که مشاهده می کنید، نمی دونید چطوری مثلا  حرکت می کند؛ در ابتدا میبینید ساکن است؛ یک وقت می بینید جلو می رود؛ یک وقت میبینید عقب می رود؛ برمی گردد؛ برخی از سیارات اینجوری اند…

در مقام رصد، کسی که در مرصد نشسته و رصد می کند ، میبیند که این حالت سکون و عدم حرکت در آن حاکم است و هیچ حرکتی ندارد  …

بعد رصد می کند، میبیند همانی که رصد می کرده و ساکن بوده به طرف شرق حرکت می کند؛ و همانی را که دیده بود به طرف شرق حرکت می کند بعد از مدتی به طرف غرب حرکت می کند؛ این ها را در فضای هیئت می گویند متحیره؛ خمسه ی متحیره؛ که پنج سیاره هستند که به خمسه متحیره نامیده شده اند.

پنج سیاره متحیره

چرا به آنها متحیره می گویند؟

به خاطر اینکه مثل آدم حیران یک وقت می ایستد… یک وقت جلو می رود… یک وقت برمی گردد عقب… حیران و سرگردان است… یک حالت ثابتی بر آن حاکم نیست…

این ها را تشبیه کردند به انسانی متحیر؛ لذا گفتند متحیره و پنج تا هستند ، پنج سیاره در منظومه شمسی، اینها هستند…

و سِرّش هم این است که ما این ها را از روی زمین رصد می کنیم ، این ها هر کدام برای خودشون مداری دارند؛ موقعی که در دو قوس و طرف قرار دارند و حرکت می کنند ، از دور ما این ها را ساکن می بینیم

دو قوس هر دایره ای را در نظر بگیرید ، چهار قوس را می توانیم در نظر بگیریم، دو قوس دو پهلو و دو قوس بالا و پایین، دو قوس دو پهلو را مثلا این سیاره که در حال حرکت است ، در حال پیمایش این قوس را هست؛ درسته از دور حرکت می کندا ما وقتی که نگاهش می کنیم آن را ساکن می‌بینیم؛ مثل شخصی که از دور نگاهش میکنیم و مستقیم حرکت می کند (مثلا از طرف شما در حال دور شدن است) شما این را ساکن می‌بینید؛ ساکن مشاهده می کنید؛ اما اگر کسی از چپ به راست برود یا از راست به چپ برود ، شما او را متحرک می‌بینید؛ حرکتش محسوس است برای شما…

اما اگر مستقیم حرکت کند، در آن راستایی که شما هستید حرکت کند شما آن را  از دور ثابت می بینید؛ گرچه دارد حرکت می کند و به جلو می رود اما شما آن را ساکن می بینید ، ثابت می بینید.

حالا این سیاره که در مدار خودش می چرخد، آن دو تا قوس دو پهلویی که یکی در سمت راست و یکی در سمت چپ ، چه از طرف جلو به عقب برود یا از جلو به عقب بیاید بلاخره این از دور ساکن به ما است؛ ما که رصد میکنیم آن را ساکن می‌بینیم؛ اما اگر از آن قوس تجاوز کند و به قوس بالایی بیفتد، مثل این است که طرف از سمت راست به سمت چپ حرکت می کند ، حرکتش محسوس است؛ بعد به قوس پهلو، مثلا چپ که سرازیر می شود از دور نگاه می کنید، خیال می کنید ساکن است تا به قوس تهتانی بیفتد؛ به این قوس که بیفتد میبینید که مثلا از سمت چپ به راست حرکت می کند؛

از دور که بخواهید ارزیابی نسبت به سیاره داشته باشید می گویید سه حالت دارد:

یک حالت، حالت “اقامت”؛ یعنی ساکن است، حرکت ندارد؛

یکی حرکت استقامت؛ یعنی از غرب به شرق ، مستقیم است.

یکی حرکت رجعت؛ یعنی برمی‌گردد؛ از آن حالت اولی که از غرب به شرق است، چون در قوس پایین است و برعکس برمیگردد ، حرکت ازشرق به غرب پیدا می کند، می گوییم رجعت کرد و برگشت از همان راهی که رفته بود.

خب این ها را در رصد آقایان بهش رسیدند، از دور به سیارات که نگاه می کنند ، اینطور حالاتی را مشاهده می کنند. بعضی از این ها هم نوای دیگر حرکت ها میبینیم همه از شرق به غرب اند؛ گاهی از اوقات میبینیم این ها بعضی هاشون از غرب به شرق اند. در سمت و سوی حرکت باهم دیگر همسویند یا با هم مباین اند. درست برعکس اند؛ یکی از شرق به غرب میاید و یکی از غرب به شرق می آید.

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف