سالک الی الله باید اهل تفکر باشد

و فکر؛ یعنی سیر؛ یعنی حرکت
و چون تفکر، سیر است و حرکت است؛ حرکت مبدا دارد… منتهی دارد و منازل فی مابین دارد؛

مبدا حرکت فکری سالک کجاست؟  چیست و منتهی الیه ش چیست؟

مراحل فی مابین چه میتواند باشد؟

بر اساس آنچه خواجه فرمایش فرمود؛ مبدا حرکت سالک الی الله آیات خداست…آیات آفاقی و آیات انفسی…

آیات آفاقی در بیرون از نفس سالک است

و آیات انفسی در درون نفس او و ذات او

در توضیح و تبین آیات آفاقی گفتیم با فراگرفتن علم هیئت، علم طبیعیات انسان می تواند به آیات آفاقی برسد و به آنها علم پیدا کند؛ لذا خواندن علم هیئت مطلوبیت پیدا می کند؛ خواندن فیزیک ، طبیعیات ، مطلوبیت پیدا می کند؛ برخلاف آنچه که برخی گمان کردند که این گونه علوم زائد است و خواندشان مطلوب نیست؛

این نگاه، برای سالک الی الله، این یک نوع خامی است؛ یک نوع ساده انگاری است و در حقیقت می شود گفت از کنار آیات الهی به سادگی و بی تفاوت عبور کردن است؛

مطالعه کتاب طبیعت در حقیقت مطالعه صنع خداست!.. تحقیق و تفحص در آیات آفاقی، در طبیعیات، در فلکیات، در نجوم، در سماویات و… مطالعه  در آثار و آیات الهی است…

و همه مطلوب اند و ممدوح اند؛ وبه یک عبارت می شود این ها را همه را تحت عنوان علم دین فهرست کرد که گرچه به یک اعتباری علم ادیان در برابر علم ابدان است و بشود گفت که دو دسته علم است یکی مربوط به دین و یکی مربوط به غیر دین . به یک اعتبار درست است؛ اما از این پایگاه به قضیه نگاه بکنیم که آنچه که در عالم است فعل خداست؛ فعل خدا آیه خداست و آیه اگر مورد مطالعه قرار بگیرد، این می شود علم دین؛ دیانت

چه فرقی است بین آیات قرآن و بین آیات الهی که در عالم پراکنده است؟! چه فرقی می‌کند؟!! هیچ فرقی ندارد

انسان تحقیق کند، مطالعه کند؛ پی به لطایف و کلمات وجودی ببرد؛تمام این ها انسان را به معرفت الله نزدیک می کند و به خدا می رساند…

لذا علم هیئت خواندن مطلوب است؛ علم طبیعیات، فیزیک، شیمی ، مطلوب است؛

چقدر دقایق و ظرایف در این عالم است؟

کلمه کلمه وجودی و ذره ذره وجودی عالم، همه می توانند ما را به خداوند برسانند…

و از اینها ما سفر کنیم ، سیر کنیم به حق و الله و ما را برساند به لقاءالله… در توضیح این ها بودیم…

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف