خواجه در فصل تفکر کتاب اوصاف الاشراف چنین میفرماید که آیات آفاقی را اینطور می‌شود به دست آورد که در علم هیئت، عالم الوی را، افلاک و کواکب و اوضاع آن ها را معرفت پیدا کرد، و پس از آن هیئت عالم سِفلی را(مادون قمر را، عالم سفلی می‌گفتند) که عناصر باشد؛ ترتیب عالم سفلی از آنطرف: گازها، حرارت ها و… که این منطقه را اتر می‌گویند (به زبان امروز)؛ قبلا فلک اثیر می‌گفتند؛ و پایینتر هوا هست و پایین‌تر آب  و پایین تر زمین است؛

 

عناصر در همدیگر فعل و انفعال دارند؛

قدما ۴ عنصر قائل بودند و  چهار کیفیت؛

کیفیت حرارت، برابر برودت

کیفیت یبوست برابر رطوبت

و به این چهار کیفیت، اوائل الکیفیات می‌گفتند؛ و این چهار عنصر را حامل این چهار کیفیت میدانستند؛

و فعل و انفعال را با توجه به همین صور و کیفیات، می‌دانستند؛ یعنی نار، که آتش باشد: صورت ناریه با کیفیت حرارت موثر بود؛ مثلا آبی که بارد و رطب است( با کیفیات برودت ورطوبت) تاثیر می‌کرد؛ یعنی صورت  ناریه با کیفیت حرارت و یبوست در آب  با کیفیت رطوبت و برودت.

و همینطور هوا و خاک؛ هوا و آب(با توجه به کیفیت صورت‌ها)

نار را، حارٌّ یابس

هوا را، حارٌ رطل

ماء را،  بارد رطل

خاک، بارد یابس می‌گفتند؛

با  توجه به صور عناصریه و با توجه به کیفیتی که داشتند؛ از تفاعل این عناصر  مزاج تشکیل می‌شد؛ مزاج معدنی، مزاج نباتی، مزاج حیوانی

تاثیر و تاثیری که  اینها روی هم می‌گذاشتند، منجر به تشکل و تولد معادن میشد و  همچنین تشکل و ترکب و و تحقق نباتات و همچنین حیوانات، حیوانات نوع به نوع و جور با جور، که یکی از آنها نوع انسانها هست که در میان حیوانات به عنوان نفوس ناطقه ی انسانی  شاخص می‌دانستند و در نظر می‌گرفتند؛

اینها همه بر اثر فعل و انفعال بین عناصر است

اصل قضیه الان هم تفاوتی نکرده،  و همین است؛ اما با توجه به اینکه  عناصر سابق، الان دیگه  آنها را  عنصر نمی‌دانند؛ الان عناصر چیز دیگر است؛ ۱۱۰ عنصر، حالا بیشتر یا کمتر (رقم دقیق را باید طبق اکتشافات روز باید بدانیم که چه هست) این عناصر باتوجه به همین وضعی که گفتیم؛ یعنی صورت و کیفیت، در همدیگر تاثیر دارند و اینهمه مرکبات را رقم زدند؛ تمام مرکبات روی زمین، براساس فعل و انفعالاتی که بین عناصر صورت می‌گیرد، هست؛

خب اینها را طبق طبیعیات قدیم می‌خوانده، یکجوری و طبق فیزیک جدید، جور دیگر، آیات آفاقی را خوب می‌تواند تحلیل کند و بشناسد؛ و از اینها پی به مدبر امور… رب آسمان و زمین ببرد.

 

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف