أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ(۱۷)وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ(۱۸)وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ(۱۹)وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ(۲۰)

(سوره مبارکه غاشیه)

خب این آیات قرآن، صحه گذاشتن بر معرفت بالایات است؛

آشنا شدن با حق از طریق آیات است؛

چقدر آیات قرآن هست در این زمینه تاکید شده که از دقائق و ظرایفی که در عالم آفرینش و آیات الهی، چه در انفس و چه در آیات، به حق پی ببرید… و به اوصاف کمالیه ی حق… خدای شاعر عالم قادرحکیم جواد حلیم…  که به این آفرینش دست زده

و این توصیه ای است که قرآن دارد و ما منکر این نیستیم؛

 

اما خودمان را برتر از این قرار بدهیم… و بالاتر از این را هم ببینیم و این را هم تجربه کنیم…

و بالاترین همین است که انسان اول چشمش به خدا باز شود و دلش به خدا بینا شود و شناخت قلبی به حق پیدا کند

و بعد از آن در پرتو او، در ظل او اشیاء را ببیند و مشاهده کند؛

اولا، شهود حق

و به برکت شهود حق، شهود دیگر اشیاء را…

اول نور، بعد صور…

 

 

در مقام تمثیل، ر بخواهیم مثالی بزنیم، ما از شما میپرسیم شما توسط این اشیاء است که به نور پی می‌برید و نور را می‌بینید یا اول نور را می‌بینید و بعد  در پرتو نور اشیاء را؟

قطعا دومی درست است؛ اول نور، چشم را نوازش می‌کند و ما با نور در تماسی و بعد در کنار آشنایی با نور  هست که صور را مشاهده می‌کنیم؛ اول نور، بعد صور…

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف. فصل تفکر