مبدأ سیر، آیات آفاقی و آیات انفسی است

منتها الیه سیر، رسیدن به حق یا لقاء الله

 

از آیات به ذو الایه سفر کردن…

از خلق، به حق سیر نمودن…

 

در کتب فنی، سیر و سلوک و سفرهای عرفانی، به یک اعتبار دوسفر و به یک اعتبار ۴ سفر ذکر شده؛

به اعتبار نخست که دو سفر هست، سفر من الخلق الی الحق هست و سفر من الحق الی الخلق

یعنی انسان درآغاز چشم باز می‌کند با آیات آفاقی و انفسی حق مواجه می‌شود و از اینها به حق سفر می‌کند؛ و به ذوالایه منتقل می‌شود و  خود آشنا می‌شود؛ حق شناس می‌شود؛

و پس از آشنا شدن با صفات و اسماء حق، اوصاف کمالیه حق، سیر دوم که من الحق الی الخلق هست شروع می‌کند و به میان مردم برمی‌گردد.

در این سفر نیز خدا شناس است و جهان شناس؛ همانطور که در سفر قبل هم جهان شناس و خداشناس بود؛

منتها این دو باهم تفاوت دارد؛ در سفر اول از خلق به حق منتقل شد و با دیدن خلق چشمش به جمال حق منور شد

اما در سفر دوم اول حق مد نظر اوست و حق را مشاهده می‌کند و بعد در ظل حق، در پناه حق، در پرتو حق، خلق را مشاهده می‌کند؛

درست مثل تعلیم هندسی در فضای دبستان. معلم می خواهد معلمین را با مقادیر  و خط و سطح… آشنا کند؛ نقطه ی ابتدایی تعلیم خود را از نقطه شروع می‌کند؛ نقطه بر تخته می‌گذارد و می‌گوید اگر در بُعد طولی امتداد دهیم خط تشکیل می‌شود؛

پس از آن خط را در جهت عرض حرکت می‌دهد و می‌گوید این سطح شد؛ که طول و عرض دارد، سطح می‌شود؛

و بعد به این سطحی که دارای طول و عرض است، یک بعد دیگر اضافه می‌کند و می‌گوید این حجم است؛

وبعد به سراغ اشیاء خارجی می‌رود و می‌گوید مثلا این مکعب است، مربع مستطیل است…

از نقطه شروع و به جسم منتهی شد؛

اما وقتی متعلم بالا اومد، در سطوح عالیه، اول او را با جسم  آشنا می‌کنند و بعد با اندازه وحجم این جسم  و بعد طول و عرض و بعد منتهی به خط می‌کنند و بعد نقطه؛  درست معکوس سیر آغازین

 

کدام مطابق با واقع است؟

کدام ثبوتا و اثبات نزدیک است؟

قطعا تحلیل نهایی

آنی که معروض حجم است، جسم است و آنی که معروض  خط است،  سطح است؛ و آنی که معروض سطح است، حجم است؛ و آنی که معروض خط است، سطح است؛ و آنی که معروض نقطه است، خط است

این واقع امر است؛ اما در آغاز، قضیه معکوس است

 

حالا در آشنایی با خدا سیر آغازین ما بامعرفت بالایات هست؛ آیات آفاقی و چه انفسی؛ با اینها آشنا می‌شویم و مایه و جان به دست ما می آید تا به شناخت حق دست پیدا کنیم.

حالا وقتی با خدا آشنا شد، چون خدا را می‌بیند بقیه ی اشیاء را هم میبیند؛

از خدا به آیات…