در حدیث آمده است:

«تفکر الساعه خیر من عبادة سبعین سنة»

خیلی عجیب است!
ساعت هم که گفته می‌شود، مراد ۶۰ دقیقه نیست؛
بلکه یک لحظه!

ساعت در زمان و عرف ما ۶۰دقیقه است؛ آن زمان، در زمان صدور این روایت، یک ساعت، ۶۰ دقیقه نبود که؛ بلکه منظور یک لحظه؛ ولو بسیار اندک، کوچک، انسان به فکر فرو برود…
این بهتر از ۷۰ سال عبادت است!

این خیلی ارزیابی عجیبی است که در اینجا صورت گرفته!
ارزش فکر در ادبیات روایی ما فوق‌العاده است…
یک لحظه برابر ۷۰ سال عبادت بی اندیشه، بی التفات!

 

حالا این حرکت از کجا باید شروع بشود، خاستگاه آن کجاست؟
هر حرکتی یک مبدایی دارد و یک منتهایی دارد؛
مبداش کجاست؟
منتها الیه آن کجاست؟

مبدا: آیات انفسی و آیات آفاقی
و منتها: لقاءالله… رسیدن به خدا… ملاقات با او!

و این مطلب جان کلام خواجه است در اینجا(در فصل تفکر کتاب اوصاف الاشراف)

آیات آ فاقی را گفتیم:
با طبیعیات؛ با ریاضیات؛ با هیئت؛ با جهان شناسی؛ و مسائل مربوط به عالم و هستی…

وآیات انفسی را؛
با علم تشریح؛ علم نفس در فضای فلسفه
علم تشریح و نفس در فضای طب

و این علوم،‌ علوم نافعی هست… نمی‌شود اینها را نادیده گرفت؛علم هیئت، علم تشریح، طب؛ اینها همه مطالعه ی کتاب وجود است!.. کتاب هستی است…

 

 

 

 

 

بیانات حضرت استاد در شرح کتاب اوصاف الاشراف